جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

لطفا عجله نکنید! هنوز وارد "زبان زندگی" نشده‌ایم. جلسه‌ی اول و جلسه‌ی دوم کارگاه ما مقدمه‌ای است برای شناخت کل راهی که قرار است در "زبان زندگی" پیموده شود. البته این راه برای رسیدن پیموده نمی‌گردد بلکه بودن در این راه موفقیتی است که انتها نخواهد داشت!

برخی شیوه‌های ارتباطی هست که ما را از صفت ذاتی‌مان ،نثار محبت از صمیم قلب، دور می‌سازد.

قضاوت اخلاقی

سرزنش، اهانت، تحقیر، برچسب، مقایسه و عیب جویی از جمله شکل‌هایی از قضاوت اخلاقی هستند. در دنیای قضاوت‌ها ما دیگران را بر اساس رفتارشان قضاوت و طبقه‌بندی می‌کنیم. یعنی رفتار ما در مقابل هر کسی متناسب با طبقه‌ای که در آن قرار دارد خواهد بود.

"زبان زندگی" به ما پیشنهاد می‌دهد که به جای سعی در قضاوت (تحلیل و طبقه‌بندی) رفتار دیگران تلاش کنیم نیازهای دیگران را که در پشت رفتار آنها هست بیابیم.

مثال رویکرد قضاوتی: اگر بنده به همسرم محبتی بیش از آنچه که او طالب است ارزانی کنم، او همسری "سرد و بی‌احساس" است و اگر همسرم محبتی بیش از آنچه که من به او داده‌ام نثارم کند، او همسری "وابسته و نیازمند" خواهد بود!

به اعتقاد مارشال رزنبرگ این گونه تحلیلها و قضاوتها از رفتار و گفتار دیگران بیان واژگونه‌ای از نیازهای خودمان است!

آیا بهتر نیست به جای رفتن به سمت گزاره‌های قضاوتی بر ابراز نیازهایمان متمرکز شویم؟

تفاوت این دو را می‌توانید تصور کنید؟ رویکرد قضاوتی دیگران را به موضع دفاع و مقاومت میل می‌دهد در حالی که رویکرد توجه و جستجو در نیازهای خود و دیگران و ابراز آنها همدلی و همراهی را افزایش خواهد داد.

تصحیح مثال رویکرد قضاوتی: به جای قضاوت "سرد و بی‌احساس" مشاهداتم را بیان می‌کنم و احساسی که از آنها بر بنده عارض گشته و سپس نیازم را بیان می‌کنم و در نهایت بر اساس مقدمات مذکور تقاضایی را از خود یا دیگری طلب می‌کنم.

مثلا: "عزیزم! اون موقعی که با مادرت داشتی تلفنی صحبت می‌کردی و با پیشنهاد اونا برای رفتن به مسافرت شمال موافقت کردی ناراحت شدم چون من نیاز به هماهنگی و توجه داشتم و تقاضا دارم که در موارد این چنینی با من هم مشورت و تبادل نظر کنی."

در تحقیقات علمی دانشمندان روانشناس ثابت کرده‌اند که رابطه‌ی معناداری بین خشونت و قضاوت شدن (کردن) وجود دارد.

تفاوت مهمی بین تقاضا ساختن و درخواست آمرانه وجود دارد. توجه به احساس و نیاز از جمله کلید این تفاوت است که بعدا به تفصیل بیان خواهد شد.

زبان انکار مسئولیت

بر اساس دلایل متنوع سعی می‌کنیم مسئولیت رفتار و کردار خویش را از خود سلب کنیم! این گونه رفتار و گفتارها مانعی بر "نثار از صمیم قلب" خواهد بود.

به مثالهای زیر توجه کنید!

1) من خانه را تمیز کردم چون باید این کار را می‌کردم.

2) من صبح‌ها دیر از خواب بلند می‌شوم چون عادت کرده‌ام.

3) من به مشتری باید دروغ می‌گفتم چون رییسم خواسته بود.

4) من باید تو را تنبیه کنم چون قانون را زیر پا گذاشتی.

5) من از رفتن به این کار متنفرم اما می‌روم چون من پدر هستم.

6) من ناچار بودم شیرینی خامه‌ای را بخورم چون شیرینی خامه‌ای وسوسه‌انگیز بود.

در واقع ما می‌توانیم به جای استفاده از کلماتی مبنی بر اجبار، جبر زمانه، اکراه و ... از اصطلاحاتی مبتنی بر ارج نهادن انتخاب (یا پذیرفتن انتخاب اشتباه) خود استفاده کنیم. به این روش مسئولیت کارهای‌مان را بر عهده گرفته‌ایم و به این شیوه انتخاب خویش را تقدیر نموده‌ایم و احساسی مثبت را در مخاطب ایجاد نموده‌ایم.

در دیدن تفاوت جملات زیر با جملات فوق به مفهوم و احساسی که منتقل می‌گردد توجه نمایید. کلمات زیاد مهم نیستند! دو نکته کلیدی است: 1)توجه به نیازها و ابراز آنها. 2) عدم استفاده از مفهوم "باید" و استفاده از مفهوم "انتخاب" .

1) تمیز کردن خانه جزو برنامه من است چون من نیازمند نظم، زیبایی و مشارکت هستم.

2) من خواب صبح‌ها را ترجیح می‌دهم چون نیازمند استراحت بیشتری هستم تا با انرژی بیشتری بلند شوم.

3) من به مشتری دروغ گفتم و این پیشنهاد رییسم بود که پذیرفتم.

4) من برای تو گزینه‌ی تنبیه را انتخاب نموده‌ام چون من نیازمند نظم و احترام هستم.

5) من این شغل را انتخاب نموده‌ام چون از تلاش برای رفاه خانواده‌ام لذت می‌برم.

6) من ترجیح دادم شیرینی خامه‌ای را بخورم چون خوردنش لذت داشت.

بیان دلایل و نیازهای فوق الذکر مثالی هستند و می‌توانست گونه‌ای دیگر باشد!

در جملات اخیر ما سعی می‌کنیم مسئولیت افعال خویش را بپذیریم و آن را به عامل دیگری موکول نکنیم.


+جلسه اول کارگاه زبان زندگی (ارتباط همدلانه) - نثار از صمیم قلب

نظرات  (۱۰)

سلام آقای دکتر
وقت بخیر
تقریبا کتابو دارم دنبال میکنم، اما سعی کردم جمله به جمله مطالعه کنم و در مورد هر جمله فکر کنم.

مطالبتون خیلی خوبه، نمیگم لذتبخش بود،طبق فرمایش شما باید بگم: من لذت بردم، برایم مفید بود

حالا سوالم اینه: در مورد این نه کامنت دوستان که تقریبا بی ربط به پست شماست، چه جمله ای بگم که مطابق قوانین ان وی سی باشه؟؟؟ چه جوری بگم که هم قضاوت نکرده باشم و هم احساس نارضایتی ام را بیان کنم؟؟؟

البته بیشترش مزاح بود، اما از قدیم گفتن در هر شوخی رگه هایی از جدیت وجود دارد:-)

با احترام
پاسخ:
سلام
ممنون خانوم
این که یه نفر داره میخونه کتاب زبان زندگی رو خیلی من رو شارژ روانی میکنه و واقعا خوشحالم.
باید 4 مرحله ان وی سی رو رعایت کنی دیگه!
;-) 
میشه بگی؟!
میخام با هم چکش کنیم!
: ) 

اصل 99: شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه ‏پرسی را بر عهده دارد.

اصل 115: رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد:
ایرانی ‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.

اصل 118: مسوولیت نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری طبق اصل نود و نهم بر عهده شورای نگهبان است.


اینها همه اصولی هستن که در قانون اساسی درباره نقش شورای نگبهان در انتخابات وجود داره. حال از کجای اینها میشه نظارت استصوابی رو برداشت کرد الله اعلم!

بخصوص که در جایی دیگر از همین قانون اساسی میخونیم که همه تا قبل از اثبات تخلفاتشون بری از جرم هستن. پس منطقا و قانونا پذیرفته نیست که شورای نگهبان بیاد کسی رو بخاطر سلیقه، مصلحت، نظارت استصوابی یا هر بهانه دیگری "بدون دلیل قابل دفاع" رد صلاحیت بکنه.

قبول دارید؟

پاسخ:
سلام
شما باید به اون تفسیری که از اصل 99 قانون توسط شورا شده مراجعه کنی
اونجا کلمه استصوابی که یک اصطلاح فقهی است مطرح شده
پس ظاهرا همه چیز قانونی است!
چون طبق قانون اساسی تنهامرجع تفسیر ق ا شوراس!
اما به نظر بنده تفسیر قانون نباید مغایر با سایر بندهاباشد که هست!
:) 
استاد عزیز با شما در این موضوع موافق نیستم. متن قانون اساسی پیرامون نقش شورای نگهبان در انتخابات کاملا واضح و مشخصه. به عبارت دیگه قانون هرگز به شورای نگهبان اجازه نداده که بر اساس ملاکهای کیفی درباره صلاحیت افراد اظهار نظر بکنند! تک تک مواردی که در قانون درباره ویژگی کاندیداها آمده مواردی هستن که میشه به صورت کمی و با معیارهای مشخص و قانونی تعیینشون کرد. به شکلی که اگر به جای این دوازده نفر، دوازده نفر لاییک رو هم روی صندلی بشونیم باز هم بر این رای صحه بگذارن! پیشنهاد میکنم اون لیکنی که در کامنت قبلی گذاشتم رو مطالعه بفرمایید
پاسخ:
سلام فرید جان!
با شما موافقم
اما فعلا نظارت استصوابی قانون شده!
این یعنی دادن حق اعمال سلیقه به صورت قانونی!
لینک مورد نظر باز نشد با هر لطایف الحیلی!
:)

سلام

1)جالب است شما در مقابل یک مثال عینی(رای یکسان حداد در 78 و82) که به وضوح تاثیر رد صلاحیت ها شورای نگهبان  را بر نتیجه انتخابات نشان می دهد رو به یک کلی  گویی  آورده اید.( دور از عقل سیاسی است که بگوییم که شورای نگهبان نتیجه را رقم می زند)چرا دور از عقل سیاسی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این یک مثال محکم، واضح و عینی است که فقط با یک کلی گویی جواب آن را داده اید.

2)(تمام قوانین موجود در مورد انتخابات عواملی موثر بر نتیجه انتخابات هستند).بله اما قوانین باید معقول باشند. 6 پیر مرد بالای 80 سال به اعتبار علم فقه(علمی که امروزه کمترین هم پوشانی را با دنیای سیاست و اقتصاد پیچیده و پیشرفته دارد واکثرش عبادیات وطهارت و نجاست است و بخش حقوق آن هم راجع به اکثر موارد حقوقی امروز ساکت است نظیر بیمه و بانکداری و....)هرکسی را تشخیص دادند رد صلاحیت کنند؟؟؟!!! برای اطلاع ار سیستم فیلترینگ معقول و عادلانه در دموکراسی های آبرومند دنیا  یک سرچ ساده بکنید!!!

3)اما در مورد(طبق همین پازل خاتمی رای آورد و روحانی هم ).باید بگویم اگر تیم الف علی رغم ناداوری بازی را ببرد نمی توان منکر ناداوری شد.و تیم هایی که به خاطر ناداورای باخته اند را خطاب قرار داد که ناداوری اگر اثر داشت پس چرا تیم الف پیروز شد.

4)عناصر جبهه پایداری هرکس که مقدسات آنان(ولایت فقیه،سیاست خارجی رادیکال،سیاست فرهنگی خاصشان و.....) را مورد چالش قرار دهد با بدترین الفاظ خطاب می کنند.ظاهرا شما هم این گونه اید فقط مقدساتتان با آن ها کمی متفاوت است .حال چرا پایداری ها را دوست ندارید نمی دانم؟؟؟!!!

معلوم الحال؟؟؟؟؟؟؟؟تا آن جا که می دانم  معلوم الحال عرفا به رجل سیاسی شهره به فساد مالی یا اخلاقی یا جاسوسی برای بیگانگان اطلاق می شود. حال نمی دانم رد صلاحیت شد گان مجلس هفتم(امثال انصاری راد،شیرزاد،تاجرنیا،حقیقت جو،موسوی خویینی ها،مزروعی و...) فساد مالی یا اخلاقی داشتند یا جاسوس بودند؟؟؟؟؟ درضمن  مشخص نمایید آیا وزیر اطلاعات هم که در سال 90رد صلاحیت شد معلوم الحال بود یا نه؟؟؟؟

توضیح ضروری:ارادتی به آقایانی که نامبرده شد ندارم.بلکه معتقدم آنان در سالهای بعد از 76 با طرح شعارهایی که  نه قابلیت اجرا  داشت  ونه اولویت مردم بود،چنان ترسی در حاکمیت ایجاد کردند که حاکمیت را به سمت سیاست حذف اصلاح طلبان سوق دادند .سیاستی که نتیجه اش سال های سیاه 84 تا 92 بود. اما جرم این آقایان این است که   سیاست های نظامٰٰ وبرخی عرف ها و سنت هایش و...(که ظاهرا جزو مقدسات ذهن شماست) را به چالش کشیده اند و به همین دلیل معلوم الحال خوانده می شوند. (یاد لاابالی خوانده شدن فرجی و مساله دار خوانده شدن اساتید منتفد افتادم).

5)بابت زبان  تلخم معذرت می خواهم.  زان حدیث تلخ می‌گویم ترا     تا ز تلخیها فرو شویم ترا

پاسخ:
سلام
1) جوابش همان است که در ابتدای 2 به آن اشاره نموده اید! شورای نگهبان قسمتی از قوانین این کشور است. اگر ساختار و قوانینش اشکال دارد ابتدا باید اصلاح شود بعد در موردش بتوان انتظاراتی داشت.
2) قوانین اشکال دارند اما فعلا قانون هستند!
3) عرض خاصی در این مورد ندارم. ناداوری یعنی همان ساختار غلط یا چیز دیگر؟! در هر صورت شورای نگهبان طبق قانون دارد عمل می کند و ما می توانیم بگوییم که یا باید افرادی بیایند که قانون را با دیدگاه بهتری اعمال کنند و یا فرقی نمی کند هر کس بیاید با این قانون مشکلات ادامه خواهد داشت!
4) معلوم الحال از دیدگاه حضرات نه از دیدگاه بنده!!! نگرفتی عزیزم!
موافقم! اصلاح طلبان اشتباهاتی کردند که موجب حذفشان شد و این طبیعی است و باید این جریان رشد کند و از اشتباهات گذشته عبرت بگیرد.
5) زبان تان شیرین است و نگاه تان نیز تیزبین است.
باز هم ممنونم
:)
با سلام خدمت شما و آقای م ح
بحث شما دو عزیز رو دنبال میکنم. فقط راجع به شورای نگهبان خواستم عرض کنم که اساسا در هیچ جای قانون اساسیِ اون کشوری که اسمش جمهوری اسلامی ایرانه، گفته نشده که شورای نگهبان حقی برای اعمال سلیقه داره. حال اگر بحث شما مربوط به کشور دیگری هست خبر ندارم! بد نیست این یادداشت من رو ببینید
در حالیکه طبق مصاحبه آقای کدخدایی در سال گذشته، روال رد صلاحیتها به این شکله که اسم اون کاندیدا در جلسه شورا مطرح میشه، و بعد هر کدوم از اعضا رای خودش رو مبنی بر تایید یا رد صلاحیت اون شخص میده (بدون اینکه بابت رایش توضیحی به اعضای دیگه ارائه بده). یعنی عملا داره اعمال سلیقه شخصی صورت میگیره؛ و اگر بجای این دوازده نفر، دوازده شخص دیگه انتخاب بشن، نتیجه رد صلاحیتها ممکنه به کلی متفاوت بشه!
کمااینکه بعضا اتفاقات خنده داری هم در مورد این داوریها دیده ایم. مثلا آقای بهزاد نبوی در میاندوره ای مجلس پنجم رد صلاحیت شده، بعد در مجلس ششم احراز صلاحیت شده و دوباره در مجلس هفتم رد صلاحیت شده!!! یا در انتخابات قبلی که دیگه آش خیلی شور شده بود...
پاسخ:
سلام
ممنونم
این یک واقعیت هست و باید پذیرفت که هر قانونی هر چقدر هم مدون و مانع و جامع هم که باشه شکل اجرایش بستگی زیادی به مجری و سلایق آن دارد. در مورد شورای نگهبان الان روی همون دایره و حوزه و چگونگی نظردهی اش بحث هست که نباید به وسعت و شکل کنونی باشه اما به نظر بنده اگر آدمایی که برای شورای نگهبان انتخاب می شن یه مقدار مختلف العقیده تر بودن (صفت جدید ساختما!!!) و از جریانات مختلف موجود بودن خیلی مشکلات توی همین قانون فعلی قابل حل بود.
در مجموع هر مسئولی در هر سطحی اختیاراتش رو طبق نظرگاه خودش اعمال خواهد کرد و این کاملا طبیعی هست. همین اختلاف در عملکرد هست که در یک دوره یک مسئول قوی تر عمل می کنه و یکی دیگه می آد کار ضعیف می شه!
قانون یک کاغذ و نوشته ای بیش نیست و این مجری هست که به آن شکل و منظر می ده.
مثلا چون احمدی نژاد رییس جمهور بود خیلی از قوانین و روابط بین دولت و مجلس ناقص و ناموزون می نمود! چون او مخالفت خویش را از سوراخهای قانونی و شکافهای موجود در قوانین اعمال می کرد و اغلب نمی شد کاری کرد!!!
شورای نگهبان بیشتر از این که مشکل محتوایی و قانونی داشته باشه مشکلش خود بزرگوارانی هست که عضوش هستن.
اعمال سلیقه طبیعی است.
مثلا می خواهند مشخص کنند که طرف ولایتمدار هست یا نیست؟!
فارغ از این که تعریف ولایتمداری چیست طبق نص صریح نظرات خود رهبری معظم برخی مخالفتهای کارشناسی مبنی بر ضدولایت بودن نیست اما عملا می بینیم سلیقه جاری در شورا به گونه ای است که کمترین مخالفت را ناشی از درصد پایین ولایتمداری تلقی می کنند و ...
اعمال سلیقه به گونه ای بود که حتی هاشمی رفسنجانی هم رد صلاحیت شد!
البته این به نفع هاشمی شد! بگذریم! ...
اون که در مورد یه نفر نظر رد صلاحیت می دن و بعد در یه دوره دیگه تایید می شه که خوبه! یعنی نظرشون اصلاح شده و این رو باید مغتنم شمرد که تجدید نظری هم هست.
:)
سلام
سپاه در انتخابات دخالت می کند کاری که آقای خمینی ایشان از از آن نهی کرده بود. و بنده هم عرض کردم سخن شما مبنی بر اینکه نحوه دخالت آنها به شکلی است که در نتیجه انتخابات بی تاثیر است هم سخن عجیبی است. بندگان خدا این همه زحمت می کشند برای کارکنانشان جلسات توجیهی می گذارند بولتن پخش می کنند سخنرانی می کنند! اگر قرار باشد این اقدامات در نتیجه انتخابات کاملا بی تاثیر باشد که جسارتا مرض نداشتند که این همه هزینه کنند!!! خودشان هم امیدوارند که این دخالتهایشان به نتیجه مطلوبشان منتهی شود. اما اینکه پرسیدید " چگونه این دخالتها سرنوشت انتخابات را رقم می زند؟" من چنین ادعایی نکردم. ممکن است دخالتهایشان نتیجه انتخابات را تغییر دهد یا ندهد نمی دانم. این اندازه میدانم که پایشان را از گلیمشان درازتر کرده اند. که نباید چنین باشد.
اما در مورد تاثیر گذاری رای مردم و اصرار شما بر تکرار این سخن لازم می بینم انتابات مجلس ششم را برایتان یادآوری کنم.
در آن انتخابات اصلاح طلبان در تهران بیشترین رای را کسب کردند. در اختلاف شورای نگهبان و وزارت کشور 700 هزار رای باطل شد و آقای رجایی آرایش پایین آمد و آقای حداد عادل نفر آخر شد!!
آقای حداد عادل در این انتابات حدود 700 هزار رای آورد ( و نفر آخر شد)
 در دوره بعدب بحث رد صلاحیتها پیش آمد که دامن 84 نماینده مجلس را هم گرفت. انتخاباتبرگزار شد در حالی که بسیاری از اصلاح طلبان به دلیل رد صلاحیتها حضور نداشتند اینبار محافظه کاران پیروز شدند. و رای نخست تهران متعلق به حداد عادل شد!! اما با چه تعداد رای؟؟؟؟؟؟؟
همان هفتصد هزار رای!!!!!!
حالا شما توضیح دهید در این سیستم حال به فرض رای مردم هم دقیق خوانده شود. چه اهمیتی دارد؟. ایشان با رد صلاحیتها خیلی راحت نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر دادند!
خیر بر لاف نظر شما نتیجه انتخابات را قبل از مردم شورای نگهبان رقم می زند. انتخابات مجلس هفتم بی فایده بودن رای مردم را نشان داد.
پاسخ:
سلام
بحث ما در مورد سپاه بود! نه شورای نگهبان! شما ادعایی در مورد سپاه کردید و آن ادعا را برای شورای نگهبان ثابت کردید!
:)
در این کلمات شما مطلب تازه ای ندیدم و شما باز هم می فرمایید سپاه کارهایی می کند که نباید بکند و آن کارها بر نتیجه انتخابات موثر خواهد بود.
شما 2 خرداد 76 چند سالت بود؟
اگر فضای اون موقع رو درک کرده بودی متوجه می شدی که کارهایی که امثال سپاه انجام می دهند نه تنها تاثیر مثبت ندارد که تاثیر معکوس دارد! مردم را خیلی دست کم گرفته ای جانم!
سال 76 نه اینترنتی بود دست مردم و نه ماهواره ای به اندازه امروز نفوذ داشت و نه واتساپ و وایبری بود!
:)
کار تبلیغات امثال سپاه و ... به آنجا رسید که خاتمی را ضد دین و ضد امام و ... معرفی کردند فقط برای اینکه ناطق نوری رای بیاورد!
جالب اینجا بود که خاتمی وزیر ارشاد هاشمی رفسنجانی بود و اساسا نباید بین او و هاشمی تفاوتی باشد اما مردم شعارهای خاتمی و تفاوت او را با ناطق تشخیص دادند!!!
اصلا سپاه و بسیج بخش کوچکی از حجم تبلیغاتی ناطق بودند اما نتیجه چه شد؟!
چرا هر تحلیلی را که می گویند باید بپذیریم؟! این تحلیلها مال کسانی است که غافل از مردم و نامطلع از افکار عمومی مردم هستند.

اما در مورد شورای نگهبان ! داستان داره!
اگر جریانی بخواهد با سیستم و قانون شورای نگهبان ادامه حیات دهد می تواند اگر برنامه داشته باشد و عناصر معلوم الحال! را سرمایه خویش قرار ندهد! به هر حال شورای نگهبان یک ارگان قانونی است و تا وقتی نتوانسته ایم قانون و اختیاراتش را اصلاح کنیم باید در پازل حرکت سیاسی خود موقعیت مشخصی برای این شورا قائل باشیم.
این اشتباهی بوده و هست (کمتر شده اما هنوز هست!) که برخی در مواجهه با شورا انجام می دهند که فکر می کنند که جریان اصلاح طلبی یا هر جریان دیگری فقط به آقای ایکس و ایگرگ وابسته است که اگر باشد چنان می شود و اگر نباشد جریان ابتر خواهد ماند!

دو عرض دارم برای بحث شورای نگهبان
اولا این ارگان در قانون اساسی جایگاهش مشخص است و تا این وضعیت و این قانون ادامه دارد دور از عقل سیاسی است که بگوییم که شورای نگهبان نتیجه را رقم می زند! اگر این گونه باشد تمام قوانین موجود در مورد انتخابات عواملی موثر بر نتیجه انتخابات هستند و تا اینها هستند ما کاری نمی توانیم بکنیم و نتیجه جای دیگر مشخص شده است!!!
این گونه نیست! طبق همین پازل خاتمی رای آورد و روحانی هم !
اصلاح طلبان حاضر در مجلس هم!

ثانیا حتی اگر با فرض های شما بخواهم به قضیه نگاه کنم و منفی بنگرم نکات دیگری می توان دید که متاسفانه بعضا دیده و فهم نمی شود! و نشده است!
شما فکر می کنید جریانی مثل اصلاح طلبی یا جریان احمدی نژادی اینها ریشه در مردم ندارند؟؟؟
بنده عرض می کنم که هر جریانی نتواند جایگاهش را در افکار عمومی مشخص کند و در دل مردم جایی پیدا نکند فارغ از نظر شورای نگهبان و سپاه و بسیج و ... محو خواهد شد!
برخی حرفهای احمدی نژاد حرفهای اصلاح طلبانی بود که ظاهرا در اریکه قدرت نبودند اما افکارشان از زبان احمدی نژاد بیرون می آمد ! چرا؟؟؟!!!
چون حرف حساب خواهی نخواهی از دهان یک نفر بیرون خواهد آمد و امثال شورای نگهبان نمی توانند یک جوشش طبیعی برخاسته از مردم را مسدود کنند. مگر تولید فکر و رشد شعور را یک یا دو یا سه فرد خاص رقم می زنند؟! خیر همان است که امام راحل فرمود و عده ای هنوز این حرف امام را نفهمیدند که فرمود مردم رهبر ما هستند!  آن جوان 13 ساله رهبر ماست! یعنی وقتی شما با مردم صادقانه رفتار کنی چون امام راحل، آن وقت حرفت برای مردم حجت است و تحلیل مردم و حرکتهای مردمی آینه و بازتاب متعالی از سخنان رهبران و مسئولان خواهد بود.

بحث ما سپاه بود و شما ما را به سمت شورای نگهبان بردید!
:)
در هر حال باید واقعیتها را قبول کرد ابتدا
بعد به سمت اصلاح حرکت کرد.
:)
من هیچ وقت و هیچجا نگفته ام که تقلب شده بلکه بحث سلامت انتخابات است لذا ایرادی به سخن من نیست اما حرف شما ایراد دارد اینکه دخالت سپاه را در نتیجه انتخابات بی تاثیر میدانید(نمیدانم چطور چنین نتیجه گیری کرده اید.؟!)
چیزی حدود 70 درصد پروژه های عمرانی در دست سپاه است وضعیت به گونه ای است که شرکت های خصوصی امکان رقابت با ایشان را ندارند خدمات سپاه در عرصه عمرانی مانند خدمات ایران خودرو و سایپا است در زمینه تولید خودرو!! (از ابتدای انقلاب تا کنون نزدیک به یک میلیون نفر را در تصادفات به کشتن داده است.) عمران زمینه کاری من است اگر چه سر و کار من با پروژه های کوچک است اما از وضعیت  و آمارهای ارائه شده بی خبر نیستم. قطعا سپاه به پیشرفت این کشور کمک کرده است ولی من به جرات می گویم اگر دخالت نمیکرد امروزه پیشرفت بیشتری را شاهد بودیم!!
پاسخ:
انتخابات ما دچار اشکالاتی هست اما رای رو مردم می دن
مردم تحت تاثیر ساختار غلط در انتخابات هستن اما در هر صورت نتیجه رو مردم رقم می زنن
در مواردی باید قانون انتخابات اصلاح بشه و در مواردی باید رویه و شیوه انتخابات اصلاح بشه و از این حیث انتخابات محل اشکال هست اما
اتهام زشت موجود به سپاه تقلب هست و گرنه بقیه حرفها که مورد قبول و محل اتفاق هست معمولا!
در مورد پیشرفت هم با شما موافقم
:)

سلامت انتخابات محل اشکاله و بحث تقلب هم نیست؟
قبول دارم
حالا شما بفرمایید چگونه سپاه نتیجه انتخابات رو رقم می زنه؟!
:)
سلام
این جمله از سردار جعفری است کاری هم به بقیه سخنان ایشان یا سردار مشفق یا جلسات سیاسی که برای کارکنان سپاه می گذارند و بولتنهایی که برایشان توزیع میشود و حرفهایی که گفته شده و شنیده ام و دیده ام ندارم.
نیروهای مخالف انقلاب و ارزش‌های انقلاب که در دوران دوم خرداد فرصتی پیدا کرده بودند و در حاکمیت نفوذ کرده بودند، مجددا روی کار بیایند. در این انتخابات و جریانات بعد از آن هم مشخص شد که آن‌ها به چه دلیل این همه اصرار دارند که سپاه و بسیج، تحت عنوان نیروهای نظامی، نباید به هیچ وجه در انتخابات دخالت بکنند. ما نباید دخالت بکنیم تا آن‌ها بتوانند کارشان را انجام دهند و سپاه و بسیج مزاحمتی برای آن‌ها نداشته باشند."
این جمله آخر صراحتا نشان داده که ایشان دخالت سپاه . بسیج در انتخابات را وظیفه خود می داند.
ایشان باید توضیح دهد که  اگر برخی در دوم خرداد به حاکمیت نفوذ کرده اند آیا بر خلاف قانون و بر خلاف رویه های جاری بوده یا نه؟ اگر چنین است که وظیفه قوه قضاییه است که برخورد کند و گرنه به ایشان این مسائل ربطی ندارد
من در شگفتم از اظهارات شما در این مورد! دخالت سپاه در سیاست و بالاخص در انتخابات در ایران مساله قابل انکاری نیست. نمی گویم آنها در انتخابات تقلب کردند اما تخلفشان قطعی است.
پاسخ:
سلام
برداشت بنده این است که شما کلا از ورود سپاه به این مقوله گله‌‌مند هستید و آن را نادرست می‌دانید.
با شما موافقم
یکی از مشکلات ما در عرصه سیاست و اقتصاد ورود سپاه به این عرصه ها هست.
این بحث مفصلی است
در تمام کشورهای پیشرفته ورود ارگانهای نظامی به برخی عرصه های دیگر هست. حتی در آمریکا هم پروژه های حساس امنیتی را ارگانهای نظامی، ناسا و امثالهم انجام می دهند اما نکته مهم داشتن ساختار است به گونه ای که همه جایگاه خویش و حدود و ثغور خویش را به درستی بدانند.
قطعا سپاه به پیشرفت مملکت کمک کرده و می کند اما تا وقتی که دقیقا مشخص نگردد که قانونا چه اختیارات و مسئولیتی دارد و به کجا باید پاسخگو باشد وضعیت مناسب نخواهد بود.
اما آنچه که فعلا از آن کلیپها مستفاد می شود و می خواهند این گونه بنمایانند که اعتراف سپاه به انجام تقلب در انتخابات 88 است!!!
و الا حضور سپاه و حمایت ایشان از برخی جریانات اصولگرایی که چیز جدیدی نیست.
سپاه متاسفانه امروز در حد یک جریان سیاسی تنزل کرده و این به جایگاه سپاه ضربه می زند
سپاه در دل خود هم اصلاح طلب دارد و هم اصولگرا
از فامیل و آشنایان می شناسم اصلاح طلبانی را که سپاهی هستند ...
سپاه در مجموع باید دقیقا جایگاهش و حدود ورودش به عرصه های دیگر قانون مند و نظام مند گردد که امروز ما نمی‌بینیم این حدود را.
سپاه با تعریف فعلی (نظامی سیاسی اقتصادی فرهنگی !) مشکلات ما را بیشتر خواهد کرد و باید در آینده ای نزدیک این مطلب اصلاح گردد 
اما
این مطلب ربطی به تقلب ندارد
سپاه تاثیری در نتیجه انتخابات ندارد
و این دروغی است که عده ای دوست دارند بگویند.
:)
سلام
شما طوری پاسخ می دهید که آدم دلش نمی آید با شما مخالفت کند. هر چند با شما مخالف باشد.
اما
اینکه گفتید "اشتباه کردند و بعد خودشان فهمیدند و ..."  عجیب است! این تحلیل شماست من هم تا حدودی قبول دارم . اما چیزی نیست که رسما تایید شده باشد یا مسولیتش را پذیرفته باشند. و لذا به عنوان پاسخ قابل قبول نیست. 
اینکه باید ظرفیت را سنجید صد البته درست است اما بعضی اوقات همین بهانه ای برای نقض حقوق مردم است. 35 سال بعد از انقلاب هنوز این قانون اجرا نمی شود فکر میکنم صرفا ظرفیت مردم مطرح نیست. مشکل از حاکمیت است که عملا مانع از اجرای این قانون می شود.
شما نباید فتنه را به معنای طبیعی آن به کار بگیرید. اگر خدای ناکرده سخنان شما را "مزخرف" بداند یا شما را حامی "استعمارگران" بخواند نمی تواند بگوید من معنای طبیعی این کلمات را مد نظر داشتم. این مفاهیم خواهی نخواهی بار سیاسی خودش را دارد. و معنایش در  بحث های روز کاملا مشخص است. و کسانی که این واژه را بکار می برندغالبا انسانهایی بی اخلاقند.(بلانسبت شما)
پاسخ:
سلام
ممنونم
من اینجا را برای صحبت با مخالفان عقایدم راه انداخته ام
موافقان چیزی به من اضافه نمی کنند معمولا!
:)
وقتی رسما می گویند که شورای نگهبان نباید از کسی حمایت کند و نمی کند و ... این حرفا یعنی اشتباه کردیم!
اما به نظر بنده رای مردم فراتر از اظهارات آدمایی هست که توی این نظام مسئولیت دارن
مردم بیشتر از حرف مسئولین تحت تاثیر اعمال و رفتار اونا رای می دن
و معمولا بر خلاف نظر اونا رای می دن!
این خودش کلی داستان داره! بگذریم! ...

حق با شماس
ببین عزیز جان
راهپیمایی وقتی یک جوشش طبیعی باشد راه می افتد و نیازی به مجوز و ... ندارد
همون طوری که اولین حرکت اعتراضی مردم به نتیجه انتخابات 88 بدون دعوت کسی میلیونی به راه افتاد
البته بیانیه اول موسوی باعث شد مردم احساس کنند که رای شان نادیده گرفته شده ...
اما مردم نیازی به مجوز ندارن و طبق فرموده امام راحل هر گاه انحرافی ببینند قیام خواهند کرد
اما شکل قیام باید به گونه ای باشد که باعث اصلاح شود نه این که مفاسد را افزایش دهد
لذا برخی درختان را باید از ریشه کند و برخی درختان را باید هرس کرد و ...
به نظر بنده همان مانور مردمی 25 خرداد برای میرحسین کافی بود
میرحسین با همان راهپیمایی اول می توانست کلی حرف قانونی بزند و به پشتوانه مردمی طالب برخی اصلاحات بشود ...
با افراط در گفتن ادعایی که دلیلی برای آن نبود و عملا هم هیچ عاقلی نمی توانست باور کند! عملا کار به جایی رسید که کنترل برخی اتفاقات از دست میرحسین خارج شد و ...
میرحسین دید که در روز 25 خرداد با آن همه نظم باز هم خساراتی به بار آمد اما نتوانست تحلیل درست کند که تداوم این حرکت خطرناک است! و دلخواه برخی عناصر افراطی داخلی و خارج نشینان!
:(
آنچه حاصل افراط بود زندانی و خون ریزی بود که هیچ دلسوز نظامی به آن راضی نشد!
خونریزی ناحق بود و خسارت بود و الا خون اگر در راه حق و اصلاح باشد که ملالی ندارد ...
:(
باید جنبه های منفی مشی موسوی را ادراک کنیم برای تداوم حرکت اصلاح طلبی
سکوت امام علی پس از سقیفه بنی ساعده و تلاش امام برای خدمت به اسلام و جلوگیری از افساد در سطح جامعه به اشکال مختلف و آگاهی بخشی به آحاد مردم بزرگترین الگوی اصلاحات در حرکت امروز خویش است
:)

بهتر است مفاهیم را با پازل افراطی ها معین نکنیم!
هر کلمه ای بار معنایی مشخص دارد
فتنه هم بار مثبت دارد و هم بار منفی
باید دید کجا به چه منظور به کار می رود
پس نعوذ بالله به نظر شما خداوند که در قران کلمه فتنه را به کار برده جزو همین جماعت بی اخلاق ... ؟!
فتنه ابعاد مختلف دارد و هر کسی به اندازه شعورش در فتنه نقشی بازی می کند
یکی فتنه گر و یکی مغبون از فتنه و دیگری منصور در فتنه و ...
به فرمایش مولا علی یکی شیر می دوشد و دیگری شیر می دهد!
یکی کولی می گیرد و دیگری کولی می دهد!
یکی سوار می شود و دیگری سواری می دهد!
:(
و البته تمام اینها نسبی است
و هر کس به قدر شعورش نقش دارد در این فتنه
یکی می گوید تقلب! و فتنه را شروع می کند دیگری آتش بیار می شود دیگری سکوت می کند دیگری زندان کهریزک را رقم می زند دیگری خار و خاشاک می نامد دیگری ...
پس در مفهوم فتنه همه چیز هست عزیز جان
نه مثبت مطلق و نه منفی مطلق
بستگی به عملکرد شما و بنده دارد که در کجای داستان باشیم
:)
+ شما در کامنت قبلی اشاره ای به اعتراف سپاه در مورد دخالت در انتخابات 88 داشتید که من یادم رفت به آن اشاره کنم. ما نباید اسیر تبلیغات فضای مجازی بشویم! شما کلیپهایی که تحت عنوان اعتراف سردار ... به دخالت در انتخابات 88 و امثال این عناوین منتشر شده را مشاهده کرده اید؟؟؟!!!
جالب است! من نگاه کردم! هیچ آدم سالم و عاقلی نمی تواند از آن حرفها در آن کلیپها چنین برداشتی بکند!!!
اما بنده می بینم که اطرافیانم و در فضای مجازی چقدر به آن استناد می کنند!
و جملگی تحت تاثیر جو داده شده هستند و کمی به خود زحمت نمی دهند با دقت کلیپ را نگاه کنند و البته متاسفانه در مواردی سهل انگاری عامدانه  دارند!!!
اگر شما کلیپی دارید که صریحا چنین چیزی دارد محتوایش بفرمایید ما هم آگاه شویم.
:)
سلام
کارگاه آموزشی مفیدی بود.
ببخشید در مورد پست قبلی شما  به نظر من اشاره به ضعف در مدیریت بحران نادیده گرفتن چند مساله اساسی است.
1- حمایت شورای نگهبان از کاندیدایی خاص
2- نقض صریح قانون اساسی توسط کسی که در مجلس قسم جلاله خورده بود که حافظ آن باشد و عدم برخورد با وی توسط نهاد های قانونی!
3- و مهمتر از همه نادیده گرفتن حق مردم برای تظاهرات که صریحا در قانون اساسی ذکر گردیده.

اینکه عده ای بعد از جریانات رخ داده در انتخابات تصور کنند تقلبی صورت گرفته و  اینکه بخواهند طی یک راهپیمایی نظر خود را بیان کنند مساله ای است که با قانون اساسی ما مغایرتی ندارد.
موسوی و کروبی بارها درخواست مجوز از وزارت کشور داشتند وزارت کشور هم موظف بود شرایط  مناسبی را برای ایشان فراهم کند و حافظ امنیت آنها باشد اما بر خلاف قانون چنین نکرد.
با توجه به اینکه دخالت سپاه در انتخابات 88 امروز محرز گردیده (خودشان صریحا اعتراف کرده اند) لذا به کار بردن واژه فتنه از جانب شما و نحوه نگارشتان ابدا صحیح نیست.
حاکمیت خودش با تخلفات بی شمار در انتخابات شرایط را بحرانی کرد و بعد که مردم اعتراض کردند آنرا فتنه نامید! شما چرا؟ منظور شما از فتنه چیست؟
پاسخ:
سلام
ممنونم
1- اشتباه کردند و بعدا خودشان متوجه این اشتباهشان شدند اما متاسفانه جرات معذرت خواهی نداشتند!
2- فساد به شکلی ساختاری در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و ... در حال گسترش است و نقض قانون از طرف دکتر احمدی‌نژاد در همین راستا قابل فهم است و البته این مورد پدیده جدیدی بود که مملکت را در یک بن بست قرار داده بود که حالا باید چه کرد در مقابل او؟!
3- حق مردم نادیده گرفته شد اما باید ظرفیت موجود را سنجید. اساسا با روشهای مهندس موسوی مخالف بوده و هستم. ایشان از ظرفیتی که برایش ایجاد شد استفاده نکرد! حالا یا تقلب شده یا نشده! وقتی قابل اثبات نیست مدنیت و دموکراسی می گوید باید به قانون گردن نهی! در واقع این سیاق میرحسین را در امتداد اخلاق قانون گریز احمدی نژاد باید فهم کرد و ریشه هر دو یکی است. باید به این رشد از عقل و شعور سیاسی برسیم که هر حرفی در چارچوب قانون و با ظرفیت موجود مطابقت نداشته باشد جز خسارت نتیجه ای نخواهد داشت.
به نظر بنده میرحسین باید مردم را به آرامش دعوت می کرد چون اصلا ظرفیتی برای راهپیمایی وجود نداشت.
شما نگاه کن دولت روحانی الان برای وزیرش چگونه باید کوتاه بیاید! این ناشی از دلسوزی برای پیشبرد اهداف عالی اعتدال است و باید برای رسیدن به برخی مقاصد و اصلاح برخی مفاسد از حداقلهای موجود بهره جست و البته به تدریج ظرفیتهای جدیدی را ایجاد کرد. این دقیقا همان روشی است که روحانی دارد به خوبی اجرایش می کند.

بنده فتنه را به مفهوم طبیعی آن مد نظر دارم.
فتنه یعنی آزمایش
اتفاقات سال 88 آزمونی بود که هر کس به قدر شعورش در آن نقش ایفا کرد.
از طرفی یک شوک بود به همه که اگر دقت نشود مملکت به هرج و مرج کشیده خواهد شد.
البته ما شاهد عبرت آموزی و پند گرفتن از فتنه 88 نیستیم به اندازه ای که باید باشیم!
اما به ویژه اصلاح طلبان باید بفهمند که راه تقابل با اصولگرایان افراطی در کف خیابان و ... نخواهد بود که بازنده مشخص است!
هر چقدر مردم را از حقوق خویش بیشتر آگاه کنیم و هر چه به فرایندهای دموکراتیک بیشتر پایبند باشیم سرعت و عمق پیشرفت به سمت اعتدال و عقلانیت بیشتر خواهد شد.
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی