جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

شهادت علی‌ علیه السلام

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۲۳ ب.ظ

علی علیه السلام مژده شهادت در ماه رمضان را از زبان رسول‌الله شنیده بود و مشتاقانه منتظر لحظه وصال با محبوب بود. خاطرات سه دهه زندگی پس از پیامبر خدا بر علی آسان نیست!

زندگی پس از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای علی علیه السلام بسیار سخت و توأم با ابتلائات سنگینی بود.

جریان پیچیده و منحرفانه سقیفه بنی ساعده و عدم توجه به وصیت صریح پیامبر مبنی بر خلافت و امامت علی علیه السلام اوضاع اسلام و مسلمین را چنان متأثر نمود که رحلت رسول‌الله بیشتر و عمیق‌تر احساس شد.

در آن شرایط خطیر علی علیه السلام صبر پیشه کرد اما سکوت نکرد! خطاها و منکرات را گوش‌زد می‌کرد و حق مغصوب خویش را به انحاء مختلف اعلام می‌فرمود. دست به شمشیر نبرد اما کلام و رفتار و سیره عملی ایشان خلفاء را وادار به تمجید و تأیید بزرگواری و فضیلت و علم امام علی نمود.

پس از بیست و پنج سال که حکومت و خلافت به او عرضه شد دست رد به سینه اهل دنیا زد! و تمام ادعایش بر بی‌ارزش بودن دنیا در نظرش را عملا ثابت کرد. اما مردم جملگی تشنه حکومت و عدل علی بودند حتی دنیاطلبانی چون طلحه و زبیر که زیر سایه سنگین علی و شایستگی او بر خلافت توان نرفتن به سمت علی را نداشتند!

علی در جایی فرمود که مردم چگونه به سمت او حمله‌ور شدند برای بیعت! و شاید کنایه‌ای بود به بیعت همراه با اکراه مردم با خلفای پیشین! علی با رفتار و اعمال خود ثابت کرد که اجرای احکام الهی در جامعه جز با همراهی مردم میسر نیست و اگر آنها نخواهند تکلیف از دوش ولی ساقط خواهد شد!

(قابل توجه کسانی که منکر دموکراسی در اسلام هستند و کسانی که اجرای احکام اسلامی را بدون در نظر گرفتن مردم وظیفه حکومت می‌دانند! از جمله تفکرات آیت الله مصباح)

علی خلیفه شد و این بازگشت ودیعه الهی به اهلش بود. علی آنچنان حکومت کرد که هیچ کس را یارای انکار عدل او نبود و اولین بیعت‌کنندگان با علی به دلیل برآورده نشدن مطالبات حکومتی‌شان علیه خلیفه مسلمین شمشیر کشیدند. اصحاب جمل جنگ جمل را سامان دادند که آوردگاه نزدیک‌ترین یاران و نزدیکان پیامبر اسلام بود. این فتنه حتی عده‌ای از یاران علی را به شک انداخت که حق با کیست؟! همسر پیامبر یا پسر عموی پیامبر؟!

علی بیانی تاریخی را ثبت کرد و خطاب به شکّات در حقانیت علی آنها را دعوت به تفکر در معیار حق نمود و فرمود که افراد دو جبهه را با حق بسنجند نه حق را با افراد! (قابل توجه کسانی که ولایت فقیه را معیار حق می‌دانند! اطاعت از رهبری کاملا معقول است اما معیار حق بودن ولی‌فقیه به صورتی مطلق محل اشکال است)

علی در جنگ جمل معیار حق بودن افراد (حتی خودش) را باطل اعلام کرد و در جنگ صفین قرآن را معیار حق دانست اما نه قرآنی که بدون تدبر و با هدف باطل مستمسک دشمنان شود! عده‌ای نتوانستند این فتنه و ابتلاء را هضم کنند و خوارج شکل گرفتند. آنها قرآن را حافظ بودند و پیشانیشان از سجده پینه بسته بود و نوای مناجات شبانگاه‌شان دل هر رهگذری را منقلب می‌کرد!

علی که عین حق بود برای مردم معیار حق بودن را تبیین می‌نمود که آنها هیچگاه به دنبال افراد نروند بلکه به دنبال اندیشه‌های حق باشند. می‌فرمود که اگر سخن حق از زبان دشمن هم بیرون آمد بپذیرید. یعنی عملا تبیین می‌نمود که حق بودن علی به دلیل علی بودن علی نیست! بلکه به خاطر حق بودن اندیشه علی است.

علی در این مواضع خود ثابت کرد که اسلام به دنبال تبعیت محض جامعه از یک شخص نیست بلکه به دنبال تفکر و تعقل جامعه است و البته اگر جامعه به آن حد از شعور برسد که از معصوم تبعیت کند بسیار مطلوب خواهد بود.

اگر دوست و دشمن زبان به کرامات علی گشوده‌اند به دلیل پای‌بندی علی به معیار حق و باطل بود و عدل را در تمام حرکات و سکنات علی مردم می‌دیدند. از معاویه و عمرعاص گرفته تا عایشه و خلاصه دشمنان کوچک و بزرگ علی جملگی او را ستایش کرده‌اند.

ناله علی در نخلستان‌های کوفه، یتیم‌نوازی علی، جنگ‌آوری علی در میدان جهاد، محبت و لطف علی به دوستان و هیبت و خوف علی در دل دشمن، همه و همه عینیت اسماءالله در وجود او بود که با همت خویش و عنایت پروردگارش آنها را کسب کرده بود.

ای کاش قاتل تو مسلمان ظاهری نبود!

ای کاش قاتلت علنا از کفار بود!

ای کاش قاتلت برای رضای خدا (هر چند ظاهری) این کار را نکرده بود!

ای کاش جرأت داشت اشقی الاشقیاء و رو در رو با تو مبارزه می‌کرد!

ای کاش این داغ بر دل شیعیان نمی‌گذاشت ابن ملجم!

سحرگاه نوزدهم رمضان بشارت پیامبر بر علی محقق گشت

و علی به آرزویش، شهادت رسید

ندای "فزت و رب الکعبه" عجب کلامی؟!

علی می‌فرماید که پیروز شدم!

در کدام میدان پیروز نشده بودی مولا؟! 

اکنون در محراب خون و با فرق شکافته کدام فوز را نائل شدی مولا؟!

وقتی بشارت شهادت را از زبان پیامبر شنید فرمود 

آیا دینم در آن زمان به سلامت خواهد بود؟!

پیامبر با اشک فرمود آری!

و حال علی پیروز شد و بشارت پیامبر محقق گردید!

خوف از نرسیدن به بشارت پیامبر این چنین به امن مبدل گشت

و علی را به وجد آورد که پیروز شدم!

خوشا به حال شما یتیمان و فقرای کوفه

چه خوش همنشینی داشتید شما

اکنون دل من هم پشت درب خانه مولا با کاسه شیری نشسته

آقا جان! مولا جان!

شمشیر اشقی الاشقیا بر قلب ما وارد شده

این دل پاره پاره را هیچ اشکی تسکین نمی‌دهد

امروز حال ما حال یتیمی است

جانم فدای مظلومیت شما

که همانند همسر مظلومه‌ات شبانه دفن و تشییع گشتی

السلام علیک یا ابالحسن یا امیرالمؤمنین

اما علی هم در بستر شهادت بر مصائب حسین اشک ریخت!

دست زینب را در دست عباس گذاشت!

لا یوم کیومک یا اباعبدالله

اگر فرق علی را شکافتند

سر مطهر علی را بر نیزه نکردند!

بدن علی را ...!

زنان حرم را به اسارت نبردند!

دختر سه ساله را ...!

آه! و صدها آه! و هزاران اشک و فغان و آه!

اللهم عجل لولیک الفرج

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۰۸

نظرات  (۹)

سلام
جالب بود و پرسوز...


پاسخ:
پاسخ:

۱۰ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۲ اقای صورتی
بسیار استفاده کردیم
نخ سوزن انجایی ک از علامه گیوه چی نوشتید!

پاسخ:
پاسخ:
سلام
حال و هوای این پست خیلی معنوی و با ذکر مصیبت آخرش محزون است ولی من مطلبم کمی متفاوت است.
امشب وقتی میخواستم شما را دعا کنم نمی دونستم به خدا بگم چی و می گفتم آقای جمهوری اسلامی

پاسخ:
پاسخ:
سلام
شما بزرگوارید
قطعا رسیده است
فقط از خاطرتان عبور کرده باشم رسیده است
همه دوستان را دعا کردم.
حال چند شب و سحر بیش نمانده از این ماه مبارک!
چقدر این ماه لذیذ است و چقدر حیف که دارد می رود!
خدایا ما را از این ماه محزون و مغموم و محروم خارج مساز
خدایا به تو پناه می بریم که این سحر صبح شود و ما بخشیده نشویم!
ارحمنی بحق محمد و ال محمد
و ارحم والدی و جمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات
آمین
سلام
سوژه ی قاصدک ها(فامیل جان ما) چیزی گفتند که مرا حسابی هوایی کرد. ایشان از مرحوم پدربزرگشان گفتند که واقعا مؤذن قهاری بودند و خوشا به سعادتشان. خدا رحمتشان کند. اذانی که فامیل جان ما می گویند در کل آن محل می پیچید، کل بازار و کل خیابان ها و کل خانه ها و چه صفایی داشت.
جناب جمهوری اسلامی شما که در تهران هستید حتما سری به امام زاده جعفر(پیشوا) بزنید، خیلی باصفاست، البته صفای قدیم را ندارد. با تهران 45 دقیقه فاصله دارد.
خدا همه ی عزیزان سفرکرده ما را در این شب عزیز ببخشد و بیامرزد. و ما را نیز بیامرزد.
التماس دعا

پاسخ:
پاسخ:
سلام
برخی از مردم از رسول اکرم در خواست کردند که ما را به کاری راهنمایی فرما که با انجام دادن آن وارد بهشت شویم؟
حضرت فرمود: اذان بگویید و اگر نتوانستید امام جماعت شوید.
پرسیدند: اگر این را هم نتوانستیم چه کنیم؟
فرمود: در صف اول نماز جماعت حاضر شوید که وارد بهشت خواهید شد.

در روایت دیگری فرمودند رسول خدا صلی الله علیه و آله:آگاه باشید! هرکس اذان بگوید و تنها خدا را در نظر داشته باشد،خداوند ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق به او عنایت کند و چهل هزار از گناهانکاران امت مرا به شفاعت او داخل بهشت گرداند.

خداوند با کرامت بی نهایتش هر بنده ای را به خاطر کوچکترین اعمال بزرگترین جزاها و پاداش ها را عنایت می فرماید. امیدوارم که این موذن هم به واسطه اذان های روح‌افزایش بر مقاماتش در این سحر عزیز 23 رمضان خداوند بیافزاید و ایشان را بیامرزد.
خدایا در این سحر که ملائکه الهی نازل بر زمین هستند تا طلوع خورشید به حق عظمتی که به این اوقات بخشیدی همه ما و اموات ما را ببخش و بیامرز.
اللهم ادخل علی اهل القبور السرور
اللهم اغن کل فقیر
اللهم اشبع کل جائع
اللهم اکس کل عریان
اللهم اقض دین کل مدین
اللهم فرج عن کل مکروب
اللهم رد کل غریب
اللهم فک کل اسیر
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
اللهم اشف کل مریض
اللهم سد فقرنا بغناک
اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک
اللهم اقض عنا الدین
و اغننا من الفقر
انک علی کل شیء قدیر

آمین
ساعت:4:15
سلام استاد!
بسیار مطلب گوارا و زیبایی بود.اگر دولتمردان ما یاد گرفته بودند که حضرت علی(ع)و حضرت محمد(ص)الگوی رفتاری و اخلاقی آنان بود،الان مشکلی در کشور نداشتیم.اصل دموکراسی،دموکراسی دینی و اسلامی است اما بعضی از فقها به این نکته توجه نکردند و امام(ره)بسیار بر این امر تاکید داشت.
استاد گرامی به وبلاگ من هم سر بزنید.با پستی در خصوص حضور آقای خاتمی در مراسم تحلیف به روزم.التماس دعا
یا علی

پاسخ:
پاسخ:
سلام
ممنونم از دعوت شما و حضور شما
التماس دعا
۰۹ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۵ سوژه ی قاصدک ها
درود همیشگی
خواندم و بهره ها بردم از این مطالب ارزشمند...
و درباره ی پایان مطالب تان هم با "فامیل جان" موافقم که تداعی کننده ی روضه های بی ریای قدیمی بود...
پدربزرگ من یکی از مداحان مخلص و بی ریای قدیم بود و طنین اذان ایشان هنوز در گوش جانم می پیچد... (ایشان عموی مادر فامیل جان و ایضا" پدرو مادر همسرجان بودند...)
خداوند همه ی درگذشتگان را قرین لطف و غفران خویش قرار دهد آمین

پاسخ:
پاسخ:
سلام
خداوند در این شب عزیز همه رفتگان را مهمان سفره حضرت علی بفرماید.
ممنونم
التماس دعا
قسمت آخر مطلبتان خیلی تاثرانگیز است.
دیروز کتاب "آفتاب در حجاب" سیدمهدی شجاعی را می خواندم، به این فکر کردم در طول تاریخ از این خانواده دردوبلا کشیده تر داریم؟ مادر عزیزش آنطور ناجوانمردانه، پدرش گرامیش فرق سرش شکافته، بدن مبارک برادر بزرگش به دستور عایشه تیرباران، و اجمل تمام این مصیبت ها هم واقعه کربلا ...(مارایت الا جمیلا)
قسمت پایانی متنتان تداعی کننده ی روضه های بی ریای قدیمی بود و در ذهنم آن روضه های خالص را مرور کردم.
با احترام

پاسخ:
پاسخ:
منطقا سنت الهی مبنی بر ابتلاء به قدر ظرفیت وجودی افراد و به قدر منزلت ایشان را باید عامل این مصائب عظیم در این خانواده سراسر نور دانست.
از هر زاویه که بنگریم این خانواده زندگی عجیبی داشته اند که حضور زینب سلام الله علیها در تمام جریانات نقطه اشتراک دردناکی است.
هر چند آن قدر به خدا نزدیک بود که آن فاجعه عظیم را جمیل بنامد.
خداوند قطره ای از معرفت این خاندان را به ما عنایت بفرماید.
التماس دعا
سلام
طاعات قبول
جواب سوالم را گرفتم. سوال و چالشی که ذهنم را حسابی مشغول کرده بود ... من به این باور رسیده بودم که حضرت علی(ع) معیار حق است، چرا که او قرآن ناطق بود ... و در آن کامنت شما ...

در چند سال اخیر و مخصوصا این چند ماه همیشه به این فکر می کردم که اگر شهید آوینی، استاد مطهری، شهید همت و باکری و حتی امام خمینی و اخیرا زنده های جریان های مختلف را نداشتیم عده ای برای معیار حق قرار دادن ایده ها و افکارشان چه می کردند، چون از نظر این افراد، اینان همه حق و ملاک ارزشیابی دیگرانند، در صورتیکه گفته های این بیچارگان را تکه تکه کرده و اول و آخرش را کات می کنند تا حرف از حق بزنند.
حضرت علی(ع) و دیگر ائمه ما که خودشان عین حق هستند از همان ابتدا به این نفس آدمیان آشنایی داشته اند و ملاک را قرآن و کلام حق قرار دادند تا کسی سوءاستفاده نکند.
و ای دل غافل که امروز بسیاری از روزنامه ها و سایت ها و وبلاگ ها و سیاستمداران جامعه کارشان را با همین حرفها ردیف می کنند و نانشان را اینچنین سر سفره خانواده شان می برند.

پاسخ:
پاسخ:
سلام
قبول حق انشاءالله
بله متاسفانه این گونه است.
البته من چنین برداشت بدبینانه ای ندارم که همه این جماعت نانشان در این حرف است اما به هر دلیل که باشد آگاهانه یا ناآگاهانه این تفسیر جامعه را به سمت خوبی نمی برد.
هم اکنون شاهدیم که عده ای که از فتنه 88 جراحاتی دارند نمی توانند حرف خود را بزنند چون ملاک حق آنها نیستند و حرفشان باطل است.
بنده یقین دارم که در یک جریان آزاد در بیان نهایتا نظام ما و اسلام ما و ولایت فقیه ما منتفع خواهد شد و در شرایط موجود است که همه دارند ضرر می کنند.
آری! حق بودن علی به این دلیل بود که علی با حق بود و عینیت داشت با حق نه آن که چون نامش علی بود باید حق به جانب او باشد. اندیشه اش و کلامش و رفتارش و اعمال و سکناتش همگی حق بود چون علی با حق همنشین و عجین گشته بود اما به جای دعوت به خود به حق و حقیقت دعوت می کرد همگان را و البته فرقی نمی کرد برای علی! که دعوت مردم به حقیقت دعوت به علی بود!
۰۸ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۴۹ فریبا فرهمند
سلام
طاعاتتان مقبول درگاه احدیت
زیبا بود و جانسوز

التماس دعا

پاسخ:
پاسخ:
سلام
از شما هم قبول باشد
التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی