جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

قمه زدن و لطمه زدن در روضه

يكشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۰۶ ب.ظ

یکی از عبارات نقل شده در برخی مقاتل و زیارت ناحیه مقدسه "لاطمات الوجوه" است. یعنی هنگامی که مولای غریب ما حسین علیه السلام در گودال قتلگاه به شهادت رسید و اسب ایشان ذوالجناح بدون صاحبش برگشت به خیمه‌ها و اهل خیام متوجه شهادت امام گردیدند، زنان از شدت ناراحتی و مصیبت بر صورت‌های خود می‌زدند.

یکی از انحرافات هیئات امروزه لطمه زدن در هر روضه و در هر زمان است!

برادر کوچکتر بنده مجید در هیأت محبین حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها (مذکور در مطلب قبلی!) جزو نسل جدید هیأت است که دستی بر آتش مداحی هم دارد.

متأسفانه این انحراف در هیأت محبین هم رخ داده است! تا مداح شروع می‌کند روضه‌خوانی عده‌ای شروع می‌کنند به لطمه‌زدن!!! و جالب اینکه مداح هم در مواقعی مستمع را ترغیب می‌کند به لطمه زدن!!!!!!

بعضی وقت‌ها مجید در مواردی که متوجه می‌شود قبول ندارم با بنده بحث می‌کند. امسال که توفیق پیدا کرده و با یک هیأت مشهدی به کربلا رفته و دهه اول را آنجا از زائران کربلا پذیرایی می‌کنند و عزاداری هم انجام می‌دهند (محل دانشگاه مجید مشهد هست!). خوش به سعادتش!

پارسال مجید بحث لطمه زدن رو از بنده سؤال کرد چون خودش هم مقید هست به این انحراف! گفتم بیا برویم توی هیأت در موردش صحبت کنیم.

خلاصه مداح اصلی هیأت که از دوستان صمیمی بنده هست و برخی از خواص هیأت بودند و بحث شروع شد.

آنها اشاره کردند به کلمه لاطمات الوجوه! و در این زمینه هر یک سخنانی گفتند. و بعد روایت سر کوبیدن حضرت زینب بر چوبه محمل و جاری شدن خون از سر آن مخدره را مطرح نمودند.

بنده عرض کردم ما در زبان عربی چند واژه داریم!

یکی بکاء است دیگری ندبه است بعدی ضجه است و پس از آن عجه است! و همه این حالات مقدمه هستند برای لطمه زدن!

بکاء همان گریه و اشک ریختن ناشی از سوزش و شکستن قلب است.

ندبه بکاء همراه با زمزمه هست!

ضجه ندبه‌ای است که همراه با ناله‌ی بلند است!

و عجه ضجه‌ای است که قلب دچار تپش شدید می‌گردد و نفس کشیدن سخت می‌گردد و این حاصل تألمات روحی شدید است.

در واقع ما در کنار کلمه "مصیبت" واژه "رزیه" را داریم که در زیارت عاشوراء به آن اشاره شده است. رزیه همان مصیبت است با این تفاوت که مصیبت حادثه‌ای است که نتایجش بر برون انسان ظاهر می‌گردد (اشک و ناله و فریاد) و رزیه مصیبتی است که عمق فاجعه بر روان و روح انسان اثر کرده و انسان را دچار خسارتهای درونی می‌کند!

البته تمام این کلمات مراتب هم دارند نسبت به درجه‌ی مصیبت و فاجعه!

در واقع حاصل کلمات فوق این است که هر کدام از حالات فوق الذکر در صورتی عارض می‌شود که حالت قبلی رخ داده باشد!

تمام حالات فوق الذکر که رخ دهد "لاطمات الوجوه" بعدش می‌تواند رخ دهد یا ندهد!

این مسئله جنبه فقهی و شرعی هم دارد و بسیار دقیق است و کسی نمی‌تواند بگوید دلم می‌خواهد این‌گونه رفتار کنم!

در رساله‌های مراجع نگاه کنید می‌فرمایند که انسان حرام است در مصیبت کسی به خودش لطمه بزندا و اگر زد کفاره دارد! و فقط در مصیبت پدر و مادر حق دارد گریبان چاک کند! فقط چاک گریبان کردن مجاز است!

دین ما دین دل‌بخواهی نیست!

اما در مورد مصیبت امام حسین و لطمه نظراتی وجود دارد که دچار افراط و تفریط است!

آنچه که حاصل تحقیق و تدبر و تفکر و تجربه‌ی بنده است این است که

اولا لطمه زدن باید با مقدمات فوق‌الذکر باشد و الا یک تئاتری بیش نیست!!!

یعنی اگر از درون آتش گرفتی و تمام وجودت آه و اشک و حزن شد آنگاه دیگر بی‌اختیار ممکن است لطمه بزنی که در آن صورت می‌توان آن را قبول کرد. طرف هنوز اشک نریخته! یعنی بکاء هم نداشته آن وقت لطمه می‌زند!!!

ثانیا بنده لطمه زدن را فقط در روز عاشوراء آن هم با شرایط مذکور روا می‌دانم و این یک برداشت شخصی است! در واقع از نظر بنده هیچ مصیبتی به اندازه مصیبت امام حسین دارای آن چنان حزن و اندوه نیست که لازم باشد برایش لطمه زد! و در سایر مصائب اهل بیت بهتر است به همان اشک و ناله و فریاد و ضجه و عجه بسنده کنیم! و لطمه را بگذاریم برای مصیبتی که تمام عالم بر آن می‌گرید و آن هم نه هر روزی که روضه حسین را شنیدیم لطمه بزنیم!!! بلکه فقط روز عاشوراء که عزاداری این روز متمایز شود از دیگر روزها.

البته در روز عاشوراء هم از نظر بنده لطمه بدون ضجه و عجه باز هم تئاتر است اما ... بگذریم ...!

تجربه‌ی خودم را هم بگویم! بنده معمولا در روز عاشوراء حالم خراب است! یعنی اگر حساب کنترل نکردن اعمال باشد حتی قمه‌زنی را هم برای روز عاشوراء کم می‌دانم! اما به همان لطمه بسنده می‌کنم. به نظرم حال شیعیانی که اندکی توجه داشته باشند به وقایع روز عاشوراء به گونه‌ای خراب می‌گردد که لطمه بزنند بر صورت و سر خویش! هر چند همه اینها با توجه به ویژگیهای روحی و روانی و فیزیکی افراد متفاوت است و نمی‌توان برای همه یک نسخه پیچید!

در مورد قمه‌زنی که یک بدعت کاملا خرافی و منحرف است که به هیچ وجهی نمی‌توان آن را توجیه کرد!

استناد می‌کنند به سر کوبیدن حضرت زینب سلام الله علیها و جاری شدن خون!

اولا ایشان سر را کوبید به چوبه‌ی محمل! با قمه نزد بر فرق خویش!!! پس عمل ایشان را انجام دهید نه قمه‌زنی!!!

ثانیا اگر کسی بخواهد سرش را از شدت اندوه مصیبت حسین بکوبد به جایی که خون بیاید باید حالت حضرت زینب بر او عارض گردیده باشد! حالتی که از دیدن رأس بریده برادر بر روی نیزه در نزدیک مرکبش عارض گردید!!!

اینها با فرض صحت این روایت است.

در مجموع ما روایتی داریم از معصوم (اگر اشتباه نکنم از امام زمان علیه السلام است) که تکلیف ما را در این موارد روشن کرده است. می‌فرماید اگر در انجام کاری که اختیار دارید بکنید یا نکنید و اجباری در انجان دادن یا ندادنش ندارید و از طرف دیگر امر مشتبه است که حرام است یا حرام نیست آن عمل را انجام ندهید!

این مطلب کاملا عقلی هم هست! یا باید بتوانی عقلا خودت را راضی کنی که کار درستی است یا روایت صریح بر صحت آن داشته باشی یا هیچکدام! که در این صورت بهتر است ترک کنی آن کار را مگر کارهایی باشد که مجبور باشیم به انجام آن که بحثش جداست و اینجا این گونه نیست.

جالب است که پس از این بحث برخی از بچه‌های هیأت از جمله برادرم کمتر لطمه می‌زنند! الحمدلله.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۱۹

نظرات  (۷)

۲۲ آبان ۹۲ ، ۰۸:۳۹ سوژه ی قاصدک ها
دیدین وقتی دست تون رو می برین طرف یه نوزاد، چه طوری انگشت تون رو با اون دستای کوچولوش می گیره؟
الهی که شش ماهه ی کربلا هم همونطوری دستگیر همگی مون باشه.
درود و ارادت بسیار

پاسخ:
پاسخ:
آمین!
۲۱ آبان ۹۲ ، ۰۶:۱۵ رسانه بهار
سلام
ممنون از حضورتان
فقط یک سوال نکند نام وبلاگ نوعی ..هیچی بیخیال حتما سنجیدید
واما درمورد مطلب
من هم معتقدم :
لطمه زدن باید با مقدمات فوق‌الذکر باشد و الا یک تئاتری بیش نیست!!!

پاسخ:
پاسخ:
سلام
ممنون
سلام...
نخست آنکه شناخت و درک از شأن مناسبتهاست که دلبستگی میاورد.و هرگونه دل بستگی بدون مبنای آگاهی،از همان رویه و رویکرد احساسات تبعیت می کند.که این احساسات بدون عقلانیت به تبع لطمه زننده هم هست.
(البته صرفنظر از برخی افراد که حتی درگیر همان مقدار احساسات هم نیستند و بقول خودتان درگیر راه اندازی نمایش و جلب توجهند).

نکته دوم اینکه بنظرم،خواسته ی عقل و اسلام در دربرابر این وقایع،درک صحیح آنها و بکارگیری درزندگی شخصی و اجتماعی هریک از ما باشد،بی آنکه دنبال لطمات شخصیه برآید...
نباید اجازه داد احساسات این قبیل مسائل را وارد در فرایند بزرگداشت این ایام کند که در حال معاصر ما از دیدگاه افرادی که قادر به درک این ایام نیستند-مسلمان یا غیر مسلمان- میتوانند تبعات لطمه زننده ای به نفس مقام محرم و اسلام وارد کند...



پاسخ:
پاسخ:
سلام
ممنونم
درست فرمودید
در تکمیل فرمایش شما،
احساسات بخشی از وجود هر انسانی است.
ابراز احساسات در رشد انسان بی‌تردید و بلاشک تأثیرگذار است، هم مثبت و هم منفی!
ابراز احساسات باید معقول باشد یعنی در چارچوب عقل (اعتقادات) و فرهنگ محلی و عرف باشد.
به میزانی که معقول باشد رشد مثبت است و هر چه دور شود از این معنا ما را به انحراف و زوال می‌کشاند.
آئین سوگواری از جمله ابرازاتی است که هر فرهنگی برای خود مطابق با اعتقادات خویش دارد.
آئین سوگواری عاشورایی نیز برای خود مختصاتی دارد که ممکن است برای دیگر فرهنگها و ملل ابتدائا نامانوس باشد!
ما اگر انحرافات در سوگواری‌های‌مان را کنترل کنیم نباید نگران مواجهه بیگانگان با این فرهنگ باشیم!
احساسات در اعتقادات ما یقینا نمی‌تواند مغفول باشد که فرمود:
هل الدین الا الحب؟!
مگر دین و مذهب چیزی به جز محبت و عشق هم هست؟!
فرموده‌اند در عزای حسین مانند مادر فرزند از دست داده سوگواری نمایید!
اما ابرازات ما نباید موجب وهن باشد و سوگواری را باید با حفظ اعتدال در عقل و احساس برگزار نمود.
نه عقل محض که ابراز احساسات را کلا بی‌مورد بپندارد و نه احساسات صرف که عقل را مخدوش و موجب وهن گردد!
۲۰ آبان ۹۲ ، ۱۷:۰۵ شهروند سبز
سلام
بنده اهل هیئت و مراسم های عزاداری نیستم،اما خیلی خوب است که کسانی،می خواهند این مراسم ها را از خرافه پاک و اصلاح کنند.چنین هدفی پسندیده است.
با مطلبی در عنوان"عقلانیت و شهادت-دکترعبدالکریم سروش"در خدمتم.
نظرتان را بیان کنید.
موفق باشید

پاسخ:
پاسخ:
سلام
چشم!
خدمت می‌رسم.
ریاضی؟!؟!؟نع...جدی!؟؟!
وای جناب من همش فکر میکردم شما تو کار رشته های علوم انسانی و فلسفه و این چیزها باشید این آخریا فکرم سمت الهیات هم رفته بود!
بعد دقیقا جنوب شهر منظورت کدوم منطقس؟!(sorry my french)
واقعا باید دست پدرتون رو بوسید..الحق که لقمه ی حلال بهتون دادن...

پاسخ:
پاسخ:
من خیلی دوست داشتم معلم ورزش بشم!
چون توی لیگ فوتبال باشگاه‌های اصفهان رده جوانان و امید توپ می‌زدم!
اما شب کنکور که شد مجبور شدم باشگاه رو بی خیال بشم!
اما من هر چی معلم و دبیر ریاضی داشتم طاغوتی و سه تیغه بودن!
:)
منم لجم گرفت!
گفتم می‌خوام یه معلم ریاضی مسجدی و مذهبی بشم!
البته واقعا نمی‌دونستم قراره تا دکتری برم!
وقتی دبیر ریاضی شدم دیدم دبیرستان قانعم نمی‌کنه و خیلی مشکلات دیگه !!!
خلاصه ... شد دیگه ... !!!
یعنی شوما نیمیدونی جونوبی اصفهون کدوم طرفیاس؟!
از طوخچی بورو به سمتی شومال! خ زینبیه!
اونجا رو توصیه میشد معمولا که کسی نرد!
:)
یکی از رفقای استاد و همکارم لیسانس ریاضی‌شو اصفهان گرفته
نمی‌دونست من مال خ زینبیه هستم!
گفت که مسئولان خوابگاه دانشگاه اصفهان بهشون توصیه کرده بودند که هر جا می‌رید خ زینبیه نرید که خطرناکه!!! :)
این قدر بهش خندیدم!
گفتم مال اونجام اصلا و اساسا باورش نشد و هنوزم انکار می‌کنه!!! :)
دست و پای پدر و مادرم رو می‌بوسم
و همیشه در مجالس مد نظرم هستند
خدا سایه‌شون رو از سرم کم نکنه
و ایضا از سر شما و همه دوستانی که دارند و خدا بیامرزه همه اونایی که رفتن در این شب‌های عزیز.
۱۹ آبان ۹۲ ، ۱۴:۴۳ کهنه سرباز عجول
ما رو هم مخصوص دعا بفرمایید و تقاضا دارم پست ها رو خلاصه تر و جمع و جورتر به سبک 20:30 ارائه کنید
بحث این انحراف ها تمامی نداره
به اعتقاد بنده مهم هوشیاری همه ماست و تذکر در حد توان و بضاعت

پاسخ:
پاسخ:
چشم!
سلام
مطالبتان خیلی مفید بود و تحلیل منطقی داشت.
قسمت زبانشناسی مطلب خیلی برای من مفید بود. همیشه در اعتراض دانشجویان که چرا باید عربی یاد بگیریم می گویم زبان عربی، زبان خیلی کاملی است از نظر واژگان و جزئیات در معانی آنها. و حالا این مثالها خیلی به کار من می آید.
راستی خوش به حالتان که خانوادگی دستی در آتش مداحی دارید.
یکی از آشنایانم، مادر، در بعضی مجالس به طور افتخاری مداحی می کند و پسر مهندسش هم فقط به خاطر ثوابش کلاس مداحی رفته. تعریف می کند که گاهی که خانواده دور هم هستند برای هم مداحی می کنند و اشک می ریزند و کلی دلشان نشاط و معرفت پیدا می کند.
خوش به سعادت خانواده هایی که در رشد و تکامل معنوی، یکدیگر را یاری می کنند.


پاسخ:
پاسخ:
سلام
امشب شب علی اصغره و من خیلی خراب این روضه هستم!

دارم شعر آماده می‌کنم برم مسجد محله
خیلی روضه‌ی سختیه
روضه این شش ماهه بیچاره می‌کنه آدم رو!

به یاد همه دوستان و شما خواهم بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی