جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

مادرانه!

جمعه, ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ۱۱:۲۰ ق.ظ

مقولات و موضوعاتی که سریال مادرانه به آن پرداخته است از جمله معضلات موجود در جامعه امروز ایران است. هر چند رسانه ملی در بازتاب نابهنجاری‌ها و معضلات جامعه ایرانی معمولا چند گامی عقب‌تر است. از عمده دلایل این عقب ماندن رسانه ملی از جریانات و مشکلات جامعه یکی ندیدن عامدانه است و یکی دیگر ندیدن غافلانه است.

مهاجرت به خارج از کشور، پدیده دختران فراری، اعتیاد به موارد مخدر و سیگار در جوانان دبیرستانی و بعضا راهنمایی! و بالاخره اشتغال بیش از حد والدین در جوامع در حال توسعه و تبعات ناشی از آن از جمله نکات مطرح شده در این سریال است.

هر چند با تفکر موجود در مدیریت معضلات اجتماعی و تفکر حاکم بر رسانه ملی نتایج این سریال قابل پیش‌بینی است اما قضاوت نمی‌کنم و سرانجام این داستان و سریال را پی‌گیری خواهیم کرد که در نهایت چه پیام‌هایی خواهد داشت این سریال.

مهاجرت نخبگان ایرانی به جوامع پیشرفته مقوله‌ای تازه نیست و سال‌هاست که روندی فزاینده را طی می‌کند. علاوه بر نخبگان در عرصه‌های مختلف علمی و ورزشی مردم از صنوف مختلف دیگر با انگیزه‌های مختلف به ترک زادگاه خویش مبادرت می‌ورزند.

عمده دلیل مهاجرت ایرانیان در حال حاضر رسیدن به معاشی بهتر و کیفیتی بالاتر از زندگی است. چرایی این معضل اجتماعی دارای دلایلی بسیار گسترده و متنوع است. از آزادی‌های سیاسی و عقیدتی گرفته تا پیشرفت‌های علمی و ادامه تحصیل. اما بنده تمام این موارد را در دو کلمه می‌بینم، "زندگی بهتر". البته تعریف بنده از زندگی بهتر فقط در عرصه مادی خلاصه نمی‌شود و معمولا این گونه تبلیغ می‌شود که آن‌هایی که مهاجرت می‌کنند صرفا و تنها انگیزه مادی دارند. حتی اگر این حرف غلط را بپذیریم باید در پاسخ گفت "من لا معاش له لا معاد له" !

هم کسانی که مهاجرت می‌کنند و هم سایر مردم می‌دانند که مهاجرت تبعاتی برای شخص و خانواده مهاجرت کننده دارد که به سادگی قابل جبران نیست اما علی‌رغم این باز هم تمام مشکلات را خریدار می‌شوند عده‌ای و مهاجرت را بر ماندن ترجیح می‌دهند.

مباحث در این مقوله بسیار مفصل است. در این نوشته‌ی کوتاه به اختصار نکاتی را عارض می‌گردم.

ابتدائا مهاجرت را می‌توان تا حدی و تا اندازه‌ای طبیعی دانست و اساسا آن را معضل ندانست که بخواهیم آن را حل کنیم. اما از جایی به بعد دیگر طبیعی نیست!

وقتی مسئولی از وزارت علوم مصاحبه می‌کند و اظهار می‌کند که اگر تنها 20% از دانشجویان بورسیه خارج از کشور به ایران برگردند ما راضی هستیم و هزینه‌ای که داده‌ایم تلف نشده است! آیا نباید نگران شد؟!

وقتی می‌بینیم که نه تنها دانشجویان بلکه اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها در صورت امکان و ایجاد فرصت مهاجرت را بر ماندن ترجیح می‌دهند، آیا این سؤال برانگیز نیست؟! 

مدتی است که مهاجرت اساتید شروع شده است. البته مهاجرت دانشجویان دکتری هم باید به حساب اساتید افزوده شود. دانشجویان دکترایی که به فرصت مطالعاتی می‌روند و دیگر برنمی‌گردند! یا این که فقط برای دفاع از رساله برمی‌گردند و بلافاصله به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند.

نکته مهم در مهاجرت دانشگاهیان به ویژه در اساتید این است که کسانی می‌توانند بروند که در رشته خود دارای حرفی برای گفتن هستند. یعنی می‌توان تصور نمود که تا سال‌های آینده کیفیت اساتید ما به طور عمومی افتی چشم‌گیر خواهد داشت. البته هستند افرادی که آرمان‌گرایی‌شان بر دیگر مسائل می‌چربد و فارغ از مشکلات موجود ماندن را بر رفتن ترجیح می‌دهند اما اساسا مدیریت جامعه باید برای پایین‌ترین سطوح معرفتی هم کارا باشد. اما مسئولان چه تمهیداتی برای حل این مشکل اندیشیده‌اند؟

می‌توان مهاجرت دانشگاهیان را خطرناک‌ترین اتفاق در مهاجرت اقشار مختلف ایرانیان دانست چرا که به سادگی قابل جبران نیست.

متاسفانه مسئولان ما معمولا در این موارد از روش‌های محدودیت‌زا استفاده می‌کنند! برعکس تمام کشورهای پیشرفته دنیا که با دادن تسهیلات و ایجاد مشوق‌های مؤثر نه تنها نخبگان خویش بلکه نخبگان سایر کشورها را جذب می‌کنند. آیا نباید کمی به این موضوعات ملی نگاهی "مادرانه" داشت نه صرفا نگاهی امنیتی و تحدی‌گرا.

البته نگاهی هم هست در عده‌ای که تلاش برای نگه داشتن دانشگاهیان را لازم نمی‌دانند! چرا که در نگاه ایشان مهاجران ارزشی برای اسلام ندارند! این عده یا از مسئولان بی‌دردی هستند که دم از آرمان‌گرایی می‌زنند در حالی که خانواده و فرزندانشان در اروپا و غرب ساکن هستند! و بنده با مواردی از ایشان که حتی وزیر هم شده‌اند در سال‌های اخیر آشنا هستم از نزدیک! یا از مسئولان متحجری هستند که قادر به فهم و درک اتفاقی که در حال رخ دادن است نیستند.

یادمان نرود که جنگ و رقابت امروز در دنیا در عرصه تولید علم است و کشورهای پیشرفته دنیا به سمت واگذاری کارخانجات و صنعت به کشورهای در حال توسعه هستند و خود به سمت مدیریت و تولید علم در دنیا رفته‌اند.

امیدوارم در سال‌های آینده چشم باز نکنیم و بگوییم که در این مورد دچار اشتباه مدیریتی شده‌ایم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۴/۲۱

نظرات  (۱۰)

سلام
ا
دانشجو..مرگ تمام ارمان های ازادی خواهی اش را که دید ..دیگر امید ندارد ..
دیگر پای ماندن ندارد

پاسخ:
پاسخ:
نو پرابلم
من خیلی دوستش داشتم.

پاسخ:
پاسخ:
تشکر از حضورتون.
عذر میخوام شما همان نویسنده ... ایران نیستید؟

پاسخ:
پاسخ:
ااااووووه!!!
نه!
خدا نکنه!
ما رو با این جماعت کاری نیست!
ببخشید که مجبور شدم کامنت شما را سانسور کنم.
لینک های مرتبط با مهاجرت نخبگان
http://darheirat.blogfa.com/post/37
http://darheirat.blogfa.com/post/39

پاسخ:
پاسخ:
خواندم مطالب تان را و بسیار خوب و متین فرموده اید.
نگاه استعماری را خوب اشاره کرده اید.
ممنونم از لطف شما
سلام
مسئله مهاجرت نخبگان یکی از دغدغه های من هم هست
مهم ترین سرمایه یک کشو نیروی انسانی نخبه و تحصیل کرده آن است. اکنون این سرمایه ما به آسانی در اختیار کشورهای دیگر قرار می گیرد و کسی هم از این بابت ککش نمی گزد.
من در این باره چند پست نوشته ام که لینکش را با اجازه شما اینجا می گذارم
شاد باشید و موفق

پاسخ:
پاسخ:
سلام
ممنون از حضور شما
لینک ها چی شد؟!
سلام
واقعیت دردناک گسترش مهاجرت و فکر مشغولی دانشجویان و همانطور که فرمودید اساتید یکی از مواردی است که اگر مغفول عنه واقع شود که شده، به زودی ذخیره ژنتیک کشور را با مشکلات اساسی مواجه می کند. مهاجرت نخبگان در هر زمینه از علمی گرفته تا هنری و ورزشی چیزی نیست که متوجه آن نباشیم ولی من بسیار دیده ام که مسئولینی چشم به آن می بندند و از پایه آن را انکار می کنند.
در حالیکه باز شاهد بوده ایم که بسیاری از اساتید مهاجرت کرده فقط و فقط برای تامین نیازهای اولیه زندگی این کار را کرده اند. بحث عدالت محوری در دنیای غرب موضوع ساده ای نیست که با بخواهیم با آرمانگرایی آن را جبران کنیم. درست است که خیلی ها به دلائل مختلف با وجودی مهیا بودن شرایط از هر نظر باز مهاجرت نمی کنند ولی این استدلال که آن که می رود خیری هم برای کشور نداشته بسیار غلط و در عین حال فراگیر است.

پاسخ:
پاسخ:
سلام
درست فرمودید.
نمی دانم از این همه اشتباهات مدیریتی چگونه باید حاصلی نیکو انتظار داشت؟!
ممنونم از همراهی شما
درود
خب جناب جمهوری عزیز اینجا به اساتید و دانشجویان دکترا که به قول خودتون جزو همان اساتید هستند تسهیلات داده میشود؟؟؟؟و موارد دیگر.
با این شرایط اصلا امکانش هست که دانشجوی ما هوایی نشه؟؟!چطور توقع دارید که بمانند؟...تمامش مشکلات مدیریتیست.

پاسخ:
پاسخ:
سلام
درست فرمودید.
انتظار بنده از مسئولان است که کمی بیشتر به موضوع توجه کنند و غافل نشوند.
از یک بعد دیگر هم می توان به موضوع نگاه کرد: گاهی شرایط آنقدر برای شخص تنگ و خفه می شود که چاره ای جز مهاجرت و فرار نیست. گاهی که از ترافیک، بی قانونی، پارتی بازی ها و دروغ و ریا و دغل بازی ها خسته می شوم به همسرم می گویم: حیف که توان دوری از ایران و خانواده ام را ندارم، والا آدم می رفت یک جای قانونمدار، جایی که مفهوم شهروندی از آپارتمان محل زندگی، کوچه، خیابان شروع میشد و همه جا نیز رعایت میشد، زندگی می کرد. (البته من به هیچ وجه آدم رفتن نیستم، همین فاصله رشت تا تهران مرا خسته کرده است)

پاسخ:
پاسخ:
درست فرمودید.
بی نظمی و بالاتر از آن بی عدالتی از حدی که بالاتر رود دیگر انتظاری از همه مردم نیست که تحمل کنند و این جا مملکت ضربه می خورد.
ما ظرفیت های بالایی برای حمایت از مردم خویش داریم. باید با تمام توان از خروج مردم جلوگیری کرد اما نه با زور بلکه با مدیریت صحیح و کارآمد.
به نظرم بی عدالتی در برخی موارد بسیار فشار وارد می کند.
سلام. طاعات قبول انشاالله
در مورد مهاجرت نوشتید، سالهاست که در بین آشنا و اقوام شاهد مهاجرت هستیم.
مهاجرت در مکتب شیعه نیز بسیار نیکوست و در مواردی واجب! اما اکنون بیشتر افرادی که می بینم قصد مهاجرت دارند از تمکن مالی برخوردارند و کمی نیز سطح توقعشان بالاست. در بین همکاران شاهدم که برخی می روند تا رفته باشند و از دیگران عقب نمانند. در واقع مهاجرت می کنند و به خیلی چیزها دست می یابند ولی در عمق ماجرا چیز دیگریست، خیلی چیزها را هم از دست می دهند.
انشاالله شرایطی فراهم شود تا این نیروهای نخبه و جوان همینجا بمانند و در خدمت وطن خود باشند.

پاسخ:
پاسخ:
سلام
با شما موافقم.
در مطلب هم اشاره کرده ام که تبعات بعضا سنگینی دارد مهاجرت که کمترین آن دلتنگی هایی است که خانواده و شخص را آزار خواهد داد اما معمولا وقتی دست آوردهای این چنین مهاجرت هایی را در نظر بگیرید اکثر اشخاص از رفتن ناراضی نیستند.
البته دلایلش برای افراد کاملا می تواند متفاوت باشد اما نکته اصلی در هدفی است که از رفتن مد نظر است.
اگر هدف صرفا فساد باشد (از هر لحاظ!) قبول دارم و با شما موافقم که چیزهایی که از دست می دهد بیشتر است! مثالهای شما بیشتر در این مورد و دسته لحاظ می شود.
بنده اکثر افرادی را که می شناسم و با ایشان ارتباط کم و بیش دارم که رفته اند و آن جا زندگی متوسطی هم دارند اصلا دارای تمکن مالی نبوده اند و رفتنشان توام با نوعی ریسک هم بود!
یعنی طرف اگر در رسیدن به اهدافش بازمی ماند باید دست از پا دراز تر بر می گشت و وضعیتش بدتر هم می شد!
البته اگر رفتن با روش و اصول مشخصی حاکم باشد بازگشت توام با شکست خیلی احتمالش کم است با توجه به این که آن جا افراد موفقیت شان بستگی به خودشان و تلاش شان دارد نه شانس و پارتی و ...!
حالا منظورم این نیست که آن جا مدینه فاضله است اما نسبت به مملکت ما فاکتورهای عدالت محور از درجه بالاتری برخوردار است.
بنده هم مانند شما امیدوارم که مدیریت عدالت محور ما به سطحی برود که کمترین انگیزه برای جوانان و نخبگان ما برای رفتن باشد.
۲۱ تیر ۹۲ ، ۱۰:۵۲ امیر ارسلان نامدار
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه جمعی از ملائکه از آسمان فرود می آیند که با ایشان قلم ها از طلا و لوح ها از نقره هست و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب شمس چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت (ص) را نمی نویسند.

اللّهمَ صَلِ علی محمّدُ آل مُحمّد

شاید سعادت شما در این بوده که بی صلوات ، امروز را شب نکنید

پاسخ:
پاسخ:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی