جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

جمهوری اسلامی ایران

وبلاگ شخصی حمید ماجانی، نظرات و دل‌نوشته‌ها

9 دی و فتنه 88

جمعه, ۶ دی ۱۳۹۲، ۰۶:۳۴ ق.ظ

واقعا خیلی بی انصافی بود! احمدی نژاد که قاطعانه پیروز شده بود به دلیل شبهه و دروغ تقلب مورد اتهام سوء واقع شد و خیلی دیر هنگام تبریکات آمد و برخی کشورها به ویژه اروپایی ها و از آن بدتر سران حوزه خلیج بعضا امتناع کردند از ابراز تبریک!

در ادامه همین فضای ناجوانمردانه، احمدی نژاد که در دولت نهم با دست خودش حمایت های رجال سیاسی را از خودش طرد کرده بود، در دولت دهم این موضوع شدت گرفت و به نظر حقیر از جمله بانیان اصلی فضای ناهمراهی و ناهمدلی با دولت های احمدی نژاد آقای هاشمی رفسنجانی بود.

درست است که عامل اصلی بسیاری از موضع گیری های رجال سیاسی نسبت به دولت، خود احمدی نژاد و رفتارها و مواضع بعضا غیر منطقی اش بود اما اگر تلاشی از سوی فضای سیاسی و جریانات سیاسی به ویژه از طرف رجال تأثیرگذاری چون آیت‌اله رفسنجانی در جهت کمک به دولت در جهت منافع ملی صورت می گرفت اشتباهات و خسارات دولت های احمدی نژاد به شدت کاهش می یافت و پرکارترین رئیس جمهور ایران به موفقیت هایی بیشتر نائل می گردید. (این را هم می گذارم به حساب آفات نبود احزاب قوی و کارآمد!)

برخی می گویند چگونه باید از رفسنجانی انتظار برخورد دیگری می داشتیم و حال آن که احمدی نژاد او را تخریب کرده بود؟!

چرا حتی از یک پیام تبریک هم دریغ کرد این آقا؟!

فتنه 88 حاصل اشتباه فردی موسوی بود که وقتی خبر پیروزی اش در تهران را دریافت کرد (2.5 در مقابل 1.5)، این نسبت را به کل ایران تسری داد و خود را پیروز دانست!

و حال آن که این اولین بار بود که عملکرد دولت منجر به خوشنودی محرومان و روستائیان و شهرهای کوچک و نارضایتی پایتخت نشینان گشته بود! به هر حال بیگانگان هم از این فرصت باد آورده استفاده کردند و در تنور فتنه دمیدند!

نظام هم به جای این که اشتباه موسوی را با دادن تریبون به موسوی (که حرفی نداشت برای گفتن!) جبران کند و آتش فتنه را سرد کند، دچار خطای مدیریت بحران گردید و فتنه را دامن زد.

آقای ضرغامی بارها گفته که موسوی خواهان صحبت مستقیم با مردم بود و ما نمی‌توانستیم چنین فرصتی به او بدهیم!!!

این یکی از اشتباهات مدیریت بحران بود که مورد پسند بیگانگان و بدخواهان جمهوری اسلامی ایران بود. نظام چه خطری را احساس کرد که از مصاحبه مستقیم ترسید و این اشتباه بود!

امنیتی کردن فضای کشور همان بود که دلخواه بیگانگان بود. تریبون حق قانونی موسوی نبود اما مصلحت نظام می طلبید که شفاف شود برخی مواضع اما شیوه نظام باعث گردید که دروغ تقلب به واقعیت بیشتر آراسته شود!

برخی از اشکالاتی که موسوی به ساختار انتخابات وارد می دانست درست بود اما مگر فقط در این انتخابات بود که این چنین بود؟! و اگر موسوی همان حرف‌های بیانیه هایش را به شکلی قانونی پی گیری کرده بود امروز ما از سطح بسیار بالاتری از دموکراسی و قدرت برخوردار بودیم.

متاسفانه موسوی هم جمهوریت نظام را لطمه زد و هم مشروعیت نظام را.

از نظر بنده 9 دی ادامه اردوکشی‌های خیابانی بود! خدا را شکر که بصیرت مردم و شعور سیاسی مردمی که معترض بودند به نتیجه انتخابات بیشتر از رهبرشان موسوی بود و در جواب 9 دی ادامه ندادند این حرکت غلط را!

حرف اگر حساب باشد نیازی به اردوکشی خیابانی ندارد و باید از مجاری قانونی آن را دنبال کرد.

عده ای هم شدند تحلیل گر فتنه! و این که ماه ها قبل بلکه سال ها قبل این فتنه طراحی شده بود! من نشنیدم اما شاید به قبل از انقلاب هم رسانده باشند این تحلیل گران!

آقایی در رسانه ملی گفت که 9 ماه قبل از انتخابات مکتوب کرده که فتنه 88 رخ خواهد داد! من مانده ام که اگر موسوی آن حرکات و رفتارهای غیردموکراتیک و غیرمنطقی را انجام نمی داد چگونه فتنه رخ داده بود؟؟؟!!!

دیشب هم جناب حدادعادل بدون هیچ رقیبی و مخالفی هر چه را که دلش می‌خواست گفت بدون اشاره به اشکالات اساسی که در برخورد با مردم رخ داد!

سیاق برگزاری برنامه‌هایی با موضوع فتنه 88 نشان می‌دهد که هنوز هم ما دچار خطای محاسبات هستیم و خاموش کردن مخالفان را و نشنیدن صدای نقد را ترجیح می‌دهیم!

چوب و چماق فتنه 88 بر سر اصلاح‌طلبان و منتقدان شاید در کوتاه مدت برگ برنده‌ای برای برخی باشد تا یکه‌تازی کنند در عرصه سیاست اما این دوران به سرعت افول خواهد کرد همان‌گونه که در انتخابات 92 یک افول آن را دیدیم!

اصلاح‌طلبان هم باید بیاموزند که حرکات نابخردانه یک فرد مانند موسوی نباید آینده حرکت اصلاح‌طلبی را دچار زیان و خسارت بکند و باید در بزنگاه و هوشیارانه حرکات سخیف و غیردموکراتیک را محکوم کرد تا در دام افراطیون اصولگرا دچار نشوند و متهم نگردند به مردودی و سکوت و همراهی با فتنه‌گران!

به هر حال فتنه 88 تجربه ای تلخ اما گران بها شد برای همه ایرانیان که فراتر از قانون رفتار کردن به نفع هیچ کس نیست و همه متضرر شدند در فتنه 88. حتی نقد و اعتراض باید به شیوه‌ای دموکراتیک و نرم مطرح گردد و بردن حرف در کف خیابان نتیجه‌ای جز ریخته شدن خون عده‌ای مردم بی‌گناه نخواهد داشت. 

هر چند بعید می‌دانم که نظام درس های لازم را از اشتباهات خویش در فتنه 88 گرفته باشد در جایی که همواره فقط و فقط به اشتباهات موسوی اشاره می‌شود در رسانه ملی و هیچ تحلیلی و نقدی از مدیریت فتنه نمی‌شود.

پی‌نوشت: این مطلب را از زبان آقای مطهری در نطق میان‌دستور امروز مجلس (8 دی) بخوانید! عجب تقارب جالب‌ناکی! :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۰۶

نظرات  (۲۰)

نکته من در این بود که تمام مواردی که در بالا گفتم دلیل علم آقای موسوی به اعمال غلطش بود.آگاه بود به عمل غلطش.
ایشان روزی نخـــــــــست وزیـــــــــر بودند!!!

گفتگو با شما رو دوست دارم چون میشه به نتیجه رسید و متوجه موضع اصلی تفاوت نظر شد.

بنده این کلام شما رو قبول دارم ولی با این متمم:

"گفتار بعضا درست موسوی را از اعمال غلطش تمییز دهیم(اما به این نکته هم باید توجه کنیم که کلمه الحق یراد بها الباطل)"
گفتار صحیح موسوی مصداق این کلام حضرت علی هست:

حرف حقی زده میشه اما پشت آن اراده باطل است.

سرتان را هم درد آوردم.یاعلی


پاسخ:
پاسخ:
ممنونم از نکته سنجی شما

در مورد تفسیر اشتباهات موسوی کمی موضوع پیچیده است!
نمی‌توان 100% نظر داد!
چیزی که واضح است برای بنده این است که موسوی می‌دانست که عملش خطرناک است و تبعاتی دارد اما تبعات آن را در جهت هدفش قبول کرده بود و کرده است!
او هدفش را تقویت جمهوریت نظام گذاشته بود و اصلاح برخی انحرافات نظام از معیارهای جمهوریت!
اما عملش و راه‌بردش به نظر بنده بیشتر لطمه زد تا نفعی داشته باشد!
البته عملش در جهت رسیدن به هدفش بی نفع نبود اما واقعا در مقابل ضررها اصلا روش درستی نبود و بنده از همان ابتدا به سرانجام این کار موسوی آگاه بودم! نیازی به چیز فوق‌العاده‌ای نبود برای این دانستن بلکه کمی شناخت جامعه و شرایط و ظرفیتها کافی بود که بفهمیم باید پله پله مردم را آگاه کرد نه یک شبه! آن هم در شب انتخابات!

در هر صورت بحث صرفا جاه طلبی یا چیزی شبیه به این نبوده همان گونه که تاکنون هیچ اصولگرای افراطی هم چنین ادعایی نکرده!
۱۲ دی ۹۲ ، ۱۳:۱۸ طلبه امروزی
سلامی و درودی
امید آینده اسلام را کمی بهتر بشناسیم ... امیدی که خیلی از جوانان این مرز و بوم دلشان را به آینده نگری او گره زده اند ... کمی خستگی ذهن را کنار بگذار و کمی وقت ... بیا «فقیه40ساله» را بخوان ...
در این مطلب به زندگی شخصی و آینده «سید حسن خمینی» پرداختیم ...
+ تصاویری از فرزندان سید حسن خمینی و تصاویر شخصی وی و تصاویر وی با سیاستمداران (در ادامه مطلب)

پاسخ:
پاسخ:
سلامی و درودی ...
آقای جمهوری اسلامی همه حرفهای شما را قبول دارم به جز لاحاف ملا


ایشان قبل از انتخابات قانون اساسی را با همان شورای نگهبان برای کاندیداتوری میپذیرد اما بعد از اعلام نتایج حتی صلاحیت شورای نگهبان در باب نظارت را در قبل از انتخابات رد میکنند.حتی قبل از انتخابات و کارش به عدم تمکین به ق اساسی میرسد.
ایشان قبل انتخابات و با پذیرش قانون اساسی کدام شورای نگهبان را قبول کرده بودند که صلاحیت نگهبان را قبل انتخابات زیر سوال میبرد؟؟؟
اینجاست که از دایره ق اساسی بیرون می آید و نمیتواند از حقوق تعریف شده در آن استفاده کند..
بنده قبول دارم که موسوی حق اعتراض داشت حق نقد داشت اما هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد و این نکته منافاتی با تمکین به قانون ندارد.موسوی این را به خوبی میدانست اما عمل نکرد.
از همه مهمتر اینکه اوباما و پرز و رجوی و... گفتند آقای موسوی میخواهد انقلاب کندو نظام در حال فروپاشی است.آقای موسوی کاندیدای ریاست جمهوری بودند انتظار میرفت طبق مسئولیت کاندیداتوری خود که طبق قانون پذیرفته بودند بر علیه آنها موضع بگیرند
کدام کاندیدای ریاست جمهوری را یک رهبر برای فروپاشی همان نظام میخوانند و او هیچ موضعی برای دفاع از حقوق و تکالیف خودش که به واسطه کاندیداتوری دارد نمیگیرد؟؟البته ایشان در بیانیه های خود در این رابطه، علیه نظام موضع گرفتند نه آنها!!
من معتقدم این چیزها را موسوی میدانست حالا به قولی دچار توهم شد و میخواست(بدش نمی آمد) با هر وسیله ممکن حتی حمایت های خارجی حرف خود را به کرسی بنشاند.
لاحاف مولا جمهوریت مشروعیت و قانون اساسی بود و با آگاهی میدانست که لاحاف ملا را دارد میبرد.بله حرف در این باره زیاد است... توهم داشت اما آگاه به بردن لاحاف ملا بود.
مشکل ما در ایران همین است.قانون نهادینه نشده.موسوی فکر میکرد باید خارج از قانون عمل کند.احمدی نژاد هم همینطور فکر میکرد و به خاطر همین هردوشان در مقابل قانون شکست خوردند.



پاسخ:
پاسخ:
سلام
ممنونم
به لغت گیر ندهیم!
درست فرمودید
اما نکته اینجاست که موسوی آمد ابرو را درست کند زد چشم را کور کرد!
او می‌خواست اشکالات موجود در جمهوریت نظام را گوشزد کند اما عملا جمهوریت و دموکراسی را زیر پا گذاشت!
به هر حال باید بتوانیم گفتار بعضا درست موسوی را از اعمال غلطش تمییز دهیم.
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۶:۳۴ جمهوری اسلامی به رستگاری
...
بسیج و سپاه و نیروی انتظامی نمی‌توانند ده‌ها و صدها هزار نفر مردم را آرام و متفرق کنند!
اینجا بود که بهترین راه حضور متقابل مردم بود تا گفته شود که صدای اصلی مردم همین است که در 9 دی بلند شد!
یعنی نتایج و تبعات و خسارات ناشی از عدم وجود فضای نقد و بستن دهان مخالف و نهایتا ضعف مدیریت بحران را مردم باید با حضور خود در تظاهرات جبران کنند.
و البته حرف‌های دیگری هم هست ...
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۵۳ شهروند سبز
شعار مردم هم همیشه،شعارهای مذهبی و دینی بود.شعارشان روز عاشورا هم الله اکبر بود و حرمت شکنی در کار نبود.خوب است متن فرزند شهید همت را که قبلا در وبلاگ گذاشتم،بخوانید.حرمت شکنی را کسی کرد که روز عاشورا،انسان کشی کرد و با ماشین از روی مردم رد شد و خون ناحق روی زمین ریخت.والا من هم عاشورا شاهد بودم هم تاسوعا!
مسئله امروز حصر آقایان موسوی و کروبی و بانو رهنورد است که این حصر صد در صد غیر قانونی و نامطلوب است.به آقای مطهری و جرأت و جسارت ایشان هم،باید دست مریزاد گفت.
موفق باشید

پاسخ:
پاسخ:
...
بنده سابقه حضور بر صندوق رای (با عناوین مختلف) را داشته‌ام.
هر صندوق حداقل 15 نفر عوامل اجرایی و نظارتی و حراستی دارد (این تعداد شامل ناظران کاندیداها نیست!)
حداکثر تعداد رای در یک صندوق 5000 رای است و فقط در تهران برخی شعب که شلوغ می‌شوند بیش از 5000 رای دارند.
خلاصه ...
تعیین نتیجه شمارش آراء در یک صندوق حداکثر 2 تا 3 ساعت بیشتر طول نمی‌کشد. در واقع همه عوامل دور یک میز می‌نشینند و با تقسیم آراء در شمارش کمک می‌کنند.
تعداد آراء مصرف شده مشخص است و نتیجه شمارش باید با آن مطابقت داشته باشد.
به همین دلیل است که همیشه افرادی که با صندوقها ارتباط داشته باشند سریع متوجه نتیجه می‌گردند.
تنظیم صورت جلسه و مهروموم کردن صندوق هم حداکثر 2ساعتی طول می‌کشد.
اما رفتن صندوقها به مراکزفرمانداری و تجمیع صورت‌جلسات صندوقها طول می‌کشد. تقریبا تا بعداز ظهر فردایش طول می‌کشد.
در سال 88 اولین بار بود که تمام صندوقهای کشور با یک شبکه اینترانت به وزارت وصل بودند و نتیجه شمارش آراء هر صندوق به محض اتمام شمارش روی شبکه بود. یعنی قبل از این که تجمیعی صورت بپذیرد نتیجه انتخابات جلوی چشم مسئولان بود.
وزارت کشور در اعلام نتیجه کمی شتاب‌زده عمل کرد و تحت هیجانات موجود قرار گرفت!
البته از نظر قانونی هم خلاف قانون بود اعلام نتیجه چون شبکه اینترنتی قابل استناد نبود و تاکنون هم نشده است.
پس سرعت اعلام نتایج دلیلی بر تقلب نبوده دوست عزیز.

بحث در این زمینه و جزییات موضوع خارج از حوصله بنده هست.
ممنونم
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۵۲ شهروند سبز
واقعا این نتایج،تعجب برانگیز است و قطعا باعث شک و تردید می شود. وظیفه نظام هم رفع شک و شبهه بود. آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ آقای موسوی به رهبری هم اعتراض کرد،به او نامه نوشت،شکایت به شورای نگهبان،مثل این است شما از قاچاقچی،شکایت دزد را کنید!بعد نظام از همان روزهای آغازین اعتراضات مسالمت جویانه ی خیابانی مردم را،با خشونت تمام سرکوب کرد و کشت و زندانی کرد به جای آنکه به سوالات مردم پاسخ دهد و رفع شبهه کند!
کسانی که از صد جای ایران روز 9 دی برای اردوکشی خیابانی آمده بودند،یک پنجم جمعیت 25 خرداد هم نبودند.بعد باید با چنین نظامی چه کرد؟کمی منصف باشید،آقای احمدی نژاد،معترضان را خس و خاشاک خواند بعد چنین کسی لایق تبریک است؟
من معتقدم که آقایان موسوی و کروبی عزیز،حرف های زیادی برای گفتن داشتند و تریبون حق آنان بود.ضمن اینکه،ایشان جمعیت عصبانی ایران را کنترل کردند تا به سوی انقلاب و براندازی نرود.آقایان موسوی و کروبی،هیچ وقت برانداز نبودند و چنین ادعایی هم نداشتند.می دانستند انقلاب اگر رخ دهد و نظام برانداز شود،چقدر فجیع خواهد بود و مردم را برای آنکه جذب سلطنت طلب ها و گروه های برانداز نشوند،کنترل کردند.
...

پاسخ:
پاسخ:
وظیفه نظام پاسخ‌گویی و رفع شبهه بود و در این مورد خوب عمل نکرد.
جمعیت 9 دی اگر بیشتر از 25 خرداد نبودند کمتر نبودند!
احمدی‌نژاد قانون‌شکنان را خس و خاشاک نامید؟!
این از بی‌انصافی‌های مخالفان احمدی‌نژاد بود متاسفانه!
شما از جمله زیر چه استنباط می‌کنید؟!
احمدی‌نژاد:
"در ایران در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند حالا ۴ تا «خس و خاشاک» در این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند. بدانید که این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت."
موسوی در کدام بیانیه‌اش مردم را کنترل کرد که ما ندیدیم؟!
اما موافقم که ایشان هیچ‌گاه به فکر براندازی نبودند و حوادث هم از کنترل ایشان خارج گشته بود و در راهی بی‌بازگشت پاگذاشتند با اراده و تحلیل خودشان!
یک نکته هم در مورد سرعت اعلام نتایج عرض کنم.
ببین دوست عزیز
بنده اگر نقدی می‌کنم از سر بی‌اطلاعی نیست هر چند پیش آمده که در گفتن بی‌حواسی کنم یا در موارد معدود بی‌اطلاع بوده باشم اما واقعا سعی می‌کنم بی‌اطلاعی رخ ندهد!
...
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۵۱ شهروند سبز
شما نگاه کنید،در انتخابات امسال که 36 میلیون نفر شرکت کردند،مدت شمارش آرا چقدر طول کشید،در سال 88 که 40 میلیون شرکت کردند،ساعت 12 شب روز انتخابات،خبرگزاری فارس اعلام کرد احمدی نژاد با 24 میلیون رای برنده انتخابات شد!من خودم شاهد این خبر بودم.از آن طرف هم تصاویر برگه های رای تا نشده که دست خط تقریبا یکسانی هم داشتند!بعد در شب انتخابات،نیروهای امنیتی به ستادهای میرحسین موسوی حمله کردند که اسناد و مدارکی معتبر دارد.
بعد شما نتایج انتخابات را نگاه کنید.در طول چهار سال،رای و نظر و مردم چقدر تغییر می کند؟چه تعداد از آنها تغییر اندیشه می دهند؟من استان هایی را مثال می زنم.در استان کهکیلویه و بویراحمد در سال 84،آقای کروبی نفر اول شدند با 96 هزار رای،آقای احمدی نژاد،پنجم شدند با 34 هزار رای.اما در همین استان،در سال 88 را نگاه کنید.آقای احمدی نژاد اول شدند با 253 هزار رای،آقای کروبی آخر شدند با 4 هزار رای.فرق را می بینید؟آقای احمدی نژاد که پنجم شده بود با 34 هزار رای،ناگهان پس از 4 سال،اول می شود با 253 هزار رای،و آقای کروبی که سال 84 اول شده بود با 96 هزار رای،ناگهان آخر می شود پس از چهار سال،با 4 هزار رای!یا در استان گلستان.در سال 84 آقای کروبی با 193 هزار رای اول و آقای احمدی نژاد،پنجم با 56 هزار رای.در سال 88 آقای احمدی نژاد با 515 هزار رای اول و آقای کروبی با 10 هزار رای سوم می شود(خود شما مقایسه کنید).و اینجا خیلی جالب است!در لرستان،در سال 84 آقای کروبی با 440 هزار رای اول می شود و احمدی نژاد با 69 هزار رای چهارم.در سال 88،احمدی نژاد با 677 هزار رای اول و کروبی با 44 هزار رای سوم می شود!یعنی در طی چهار سال،در لرستان،400 هزار رای از کروبی کم و 600 هزار رای به احمدی نژاد اضافه می شود!یا در کرمانشاه،رای کروبی از 254 هزار به 10 هزار رسید،رای احمدی نژاد از 70 هزار به 573 هزار رسید!
...

پاسخ:
پاسخ:
واقعا انتظار داشتی کروبی در فضای رقابتی احمدی‌نژاد و موسوی جایی داشته باشد؟؟؟!!!
همین تعداد رای هم که آورده جای تعجب است که کدام مردم بوده‌اند که جو انتخاباتی و فضای نزاع بین موسوی و احمدی‌نژاد آنها را تحت تاثیر نگذاشته و بی‌خیال به کروبی رای داده‌اند؟!
شما واقعا با این مقایسه به شعور سیاسی مخاطب بی‌احترامی کردید!
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۵۰ شهروند سبز
سلام
والا در این متن،هم قلم یک اصول گرای افراطی را دیدیم،هم قلم یک اصول گرای معتدل ولی بیشتر معتدل بود تا تند!
در مورد انتخابات سال 88،هنوز دلایل کافی برای تقلب وجود دارد و شبهات زیادی هست که هیچ کس هم پاسخگوی آنها نبوده است.فضای پیش از انتخابات،فضایی که در صداوسیما وجود داشت،اینکه یک جلسه کامل به آقای احمدی نژاد وقت دادند از خود دفاع کند!در حالی که آقای احمدی نژاد،چهار سال تمام،هر آنچه می توانست اتهاماتی بی اساس به آقای خاتمی و هاشمی و دیگر اصلاح طلبان نسبت داد و حق آن است،اگر قرار است احمدی نژادی که چهار سال،به این و آن بهتان زد،در صداوسیما دفاع کند آقای خاتمی و هاشمی هم باید دفاع می کردند.که شما هم به عملکرد صداوسیما اشاره کردید.
اصلا پیش از انتخابات،ترس تقلب در انتخابات وجود داشت.این ترس هم بی مورد نبود.آقای موسوی و آقای کروبی،از رهبر ایران خواستند که در انتخابات دخالت کند تا تقلب نشود.بعد خود اصلاح طلبان،چون دستگاه های حکومتی چندان قابل اعتماد نبودند،از ترفندهایی برای جلوگیری از تقلب استفاده کردند،مثلا اینکه به رای دهندگان پیشنهاد دادند که خودکار با خود ببرند و کمیته صیانت از آرا از مردم خواست اگر در جایی در روز انتخابات،موردی مشکوک دیدند،با بیان حوزه رای گیری و منطقه و شهر،با گوشی همراه به شماره ای که این کمیته به مردم داده بود تماس بگیرند یا پیامک بزنند ولی،روز انتخابات،تمام گوشی ها قطع شد و پیامک ها محدود.واقعا این مسائل شک برانگیز نیست؟
.....

پاسخ:
پاسخ:
سلام دوست بزرگوارم
نمی‌دانم چرا همه به دنبال این هستند که بفهمند مخاطبشان طرفدار کیست و متعلق به کدام جریان سیاسی است و باور نمی کنند که شخصی نقد داشته باشد به تمام جریانات و تعلق خاطر به اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی نداشته باشد و تمام جریانات را دوست داشته باشد از آن جهتی که دوست‌داشتنی هستند و ایضا از جهات منفی آنها را منفور بدارد!
...

در مورد تقلب دلایلتان همان مباحث گذشته است که علاقه‌ای به ورود به آنها ندارم!
بنده روز انتخابات با رفقایم در تماس بودم و یادم نمی‌اید شبکه موبایل قطع شده باشد هر چند اختلالات در ترافیک سنگین ارتباطات طبیعی است!
کمیته صیانت از آراء؟!
مهدی هاشمی؟!
بی‌خیال!!!
چند روز بعد از 29 خرداد بنده با فردی برخورد کردم که چنان محکم میگفت: وقتی قبل انتخابات رهبر از احمدی نژاد حمایت کرده این تقلب نیست؟-که منی که قبلش سخنرانی آقا رو در اخبار شنیده بودم چنان متحیر شدم که من کی ام؟؟!!این طرف ما کیه؟؟!!!من کجام؟؟ من تو ایرانم؟؟؟طرفم تو ایرانه یا غیر ایرانه؟؟؟

اما درمورد پستتان.
آقای جمهوری اسلامی شما واقعا مطمئنید که 9 دی اردوکشی خیابانی بود؟؟
به نظر بنده 9دی خود متن بود.در آشنایان ما به موسوی هم رای دادند اما بعد آن توهین کاملا ازش زده شدند.تا قبل از این روز همه فکر میکردند بحث انتخابات است و حق و حقوق ،اما در این روز مردم فهمیدند دعوای آقای موسوی بر سر لاحاف مولا بود نه حقوق.9 دی بحث طرفدار احمدی نژاد و موسوی نیست.بحث طرفداران نظام است حالا چه رای دهندگان به موسوی چه احمدی نژاد چه رضایی باشند.رای دهندگان به موسوی مانند دیگر رای دهندگان، شعور بالایی داشتند که در ساختن چنین حماسه ای شرکت کردند...

شما تصاویر 9 دی را ببینید آیااین اردوکشی خیابانی است یا خود متن مردم هستند؟؟؟


پاسخ:
پاسخ:
سلام
شاید نیازمند بحث بیشتر و مفصل‌تر باشد.
اما مختصر عرض می‌کنم
نظام ما هیچ اعتراضی را به رسمیت نمی‌شناسد.
یعنی مجوز به راه‌پیمایی نمی‌دهد و در برنامه‌های سیمای ملی هم وضعیت مشخص است. یعنی اصلا صدای مخالف تعریف نشده است! همه باید یک چیز بگویند و آن یک چیز هم ...
اما این رویکرد به بن‌بست خواهد رسید و در فتنه88 قسمتی از این بن‌بست را ملاحظه کردیم. شما نمی‌توانید با زور اسلحه مردم را خاموش کنید و باید به معترضان احترام بگذارید.
البته مدیریت غلط باعث گردید تظاهرات خیابانی بر شورش و هیجانش افزوده گردد!
موسوی دنبال لحاف ملا نبود!
که اگر بود جانش را بر کف دست نمی‌گذاشت برای اعتراض به برخی روندهای ناصواب.
صداقت موسوی حامیان مردمی‌اش را قانع کرد که تقلب شده! و موسوی هم دچار توهم تقلب شد و ...
... ادامه دارد ....
۰۸ دی ۹۲ ، ۱۵:۱۲ جمهوری اسلامی به فرید
...
اساسا چنین قدرت و جرات برنامه‌ریزی را در نظام کنونی به شکلی که فرمودید را نمی‌بینم! از کجا معلوم مردم با رفتارهایی شدیدتر منجر به سقوط نظام نمی‌شدند و چه کسی تضمین داده بود دشمنان خارجی و داخلی نتوانند جنگ مسلحانه راه بیاندازند؟!
موضوع تظاهرات خیابانی بسیار حساس و پیچیده است و آنکه آنرا شروع می‌کند الزاما تمام کننده آن نیست!
به نظرم عقل و شعور رجال سیاسی و تصمیم‌ساز در مدیریت سالهای فتنه این را می‌دانست و چنین اتهامی به ایشان که خود مسبب وقایع بودند خیلی بعید است بنابردلایل فوق الذکر اما
ماهی‌گیری از شرایط به وجود آمده تحلیلی واقع‌گرایانه‌تر است (نه مطلق! بلکه نسبی!) و بخشی از نگاه و تحلیل شما را هم در خود دارد!

در مورد یقین برخی در آن روزها باید عرض کنم که موسوی هنوز هم بر یقین خود ایستاده است و یقین ایشان به ناکارآمد بودن مدیریت کلان امروز کشور است که از نظر بنده نقد بسیار بجا و درستی است. نه اینکه هر چه موسوی بگوید و گفته باشد را قبول داشته باشم نه! عرضم این است که موسوی دست روی حوزه‌ای گذاشت که منطقه ممنوعه است در نظام ما و باید روزی این انحراف اصلاح شود!
اشتباه موسوی در انتخاب راه‌برد بود!
او در بن‌بستی قرار داشت که نتوانست راه برون‌رفت را به درستی برگزیند.
بدترین حالت این بود که شما حرفتان را ببرید کف خیابان و شعار بدهید که زمینه سوءاستفاده برای هر کس را میسور می‌کند!
در هر صورت موسوی و همراهانشان یقین به برخی مواضع داشتند اما یقین به تقلب را بنده نشنیدم هنوز!

اینکه اگر موسوی فلان کرده بود بهمان می‌شد یا نه واقعا قطعی نمی‌توان گفت اما خودتان اعتراف کردید که می‌توانست اعتراضات به شکل بهتری سازمان یابد.
ممنون فرید جان
۰۸ دی ۹۲ ، ۱۴:۴۹ جمهوری اسلامی به فرید
سلام بر دوست عزیزم فرید
بحث بر سر زاویه نگاه به اتفاقات است!
از یک رویداد ممکن است هر شخصی یک جور تفسیر بکند! حال تکلیف چیست؟! کدام تفسیر و زاویه نگاه افضل و ایقن است؟!
مثلا آقای زیباکلام چند وقت پیش یک تعریضی داشتند به عهدنامه ترکمن‌چای! آنجا توضیح داده بودند که اگر این عهدنامه که به تعبیر عده‌ای ننگین است قبول نمی‌شد اراضی بسیار بیشتری از دست ایران می‌رفت و قزاق‌ها شاید کل شمال کشور رو متصرف شده بودند چرا که ما یک شکست خورده تمام عیار بودیم آن روزها! (فارغ از علت شکست این حرف می‌تواند درست باشد و با این زاویه نگاه پنجره جدیدی باز می‌گردد)
در مسائل سیاسی و اجتماعی و کلا در علوم انسانی چون یک عامل در تمام این علوم انسان است نمی‌توان عقیده‌ای یقینی داشت.
پس تکلیف چیست؟!
باید با نگاهی خالی از پیش‌داوری به تحلیل‌ها نگاه کرد و سعی در فهم زوایای مختلف یک پیشامد نمود. شاید واقعیت چیزی بینابینی باشد یعنی چندین تحلیل در آن واحد بخشی از واقعیت را بیان کنند در حالی که حتی ظاهرا متباین به نظر برسند!
فهم و عقل و تجربه بنده می‌گوید تحلیل شما درست است اما تمام واقعیت را نمی‌تواند توجیه کند!
اساسا چنین قدرت برنامه‌ریزی در سطح کلان در ایران وجود ندارد که اگر داشت ما شاهد خیلی پیشرفتها بودیم!
آیا نظام خودش می‌خواهد ما تحریم شویم؟!
آیا نظام خودش می‌خواهد ما مشکلات اقتصادی و تورم و بیکاری و آلودگی و ... داشته باشیم؟!
روزی در یکی از میتینگ‌های اصلاح‌طلبان در دانشگاه شرکت کردم که درون حزبی بود. آنجا دیدم یک نفر چنین حرفی زد (سال 77 یا 78 بود تقریبا!) گفت نظام ما برای ابقاء خویش قطعا در دو یا حداکثر سه سال آینده یک جنگ با اعراب خلیج راه خواهد انداخت!!! من شاخ دراوردم! و اعتراض کردم اما جالب بود که آنها همین حرف را در بیانیه نشست داخلی‌شان به بالا منعکس کردند!!!
...
ادامه دارد
...
دوم؛ من وقتی به یاد اوضاع و احوال طرفداران آقای موسوی در اون سال میافتم، البته منظورم در روز اعلام نتایج هست، به نظرم اگر خود میرحسین موسوی هم انتخابات رو تبریک میگفت باز چیزی در ذهن اون مردم عوض نمیشد به غیر از اینکه موسوی هم به لیست سیاه ذهنشون میرفت!!! آقای موسوی حول و حوش بعد از ظهر اولین بیانیه اش رو داد، ولی از صبحش من هرکسی از طرفداران موسوی رو دیدم از نتایج در بهت فرو رفته بود. اینها واقعیات اون روزهاست. شما کافیه ببینید که امثال تاجزاده و بهزاد نبوی رو همون روزهای اول به عنوان عوامل اغتشاش دستگیر میکنن؛ ولی ذره ای باعث نمیشه که حجم تظاهرات کاهش پیدا بکنه. تا چندین ماه بعد هم که بسیاری از سران اصلاحات دستگیر شدن یا تحت مراقبت شدید هستن، تظاهرات ادامه پیدا میکنه. پس این نشون میده که یه باور قلبی در اون معترضین وجود داشته نسبت به عملشون (حالا چه درست، چه غلط)، و هیچ ربطی هم به دعوت این سیاستمدار یا اون یکی نداشته!
اگر موسوی بیانیه نداده بود مطمئنا این حجم اعتراضات خیابانی رو شاهد نبودیم، ولی بسیار بعید میدونم که باعث میشد تا اون مردم هم نتیجه رو هضم بکنن. کمااینکه اعتراض نکردن مردم به اتفاقاتی که در 28 مرداد می افتاد، دال بر رضایتشون نبوده...!
البته اگر بخوایم وارد نقد عملکرد موسوی بشیم، اونجا باید بگم که فکر میکنم مدیریتش در اعتراضات ناکارآمد بود و میتونست بهتر عمل کنه... ولی فکر میکنم تا وقتی شما اصل اعتراض به نتیجه انتخابات و راهپیمایی کردن رو یک "حق" نمیدونید، بحث کردن درباره اینکه موسوی اگر چه کار میکرد یا نمیکرد بهتر بود، راه به جایی نمیبره.
در پایان این رو هم بگم که این بحثها ذره ای از ارادت بنده به شما کم نمیکنه!

پاسخ:
پاسخ:
سلام
استاد عزیز، فکر کنم شما بیش از حد خوش بینانه نوشتید که تنها قصور مسئولان عالی نظام این بوده که در جمع کردن حادثه صرفا اشتباه و کم کاری کرده اند! بعید میدونم نظامی که سی و پنج سال با انواع و اقسام بحران ها دست و پنجه نرم کرده و تجربه سرشاخ شدن با آمریکا رو داره، بلد نباشه که یه بحران داخلی رو مدیریت بکنه!!! اون هم چنین مدیریتی....!!!
یعنی به نظر حضرت عالی یک عقل سلیمی در بین تمام رجال قوم و مشاوران رهبر نظام نبود که ایشون رو از ریختن بنزین روی آتش در اون نمازجمعه معروف بر حذر کنه؟؟؟؟!!! یک عاقلی اون وسط پیدا نمیشد که به صداوسیما فشار بیاره تا عدالت رو در اخبارش رعایت کنه و واقعیتها رو منعکس کنه؟! یک نفر نبود بگه که عدالت این دادگاه های شما رو کسی باور نمیکنه؟؟ یعنی به نظر شما همه اینها اشتباه بود و فقط اشتباه...؟!
استاد عزیز، راستش رو بخواید من اگر بگم که مجموعه رفتار اصولگرایان و حاکمیت در این چهار سال من رو قانع کرده که انتخابات سال 88 در سلامت برگزار شده، دروغ گفتم!! هرچند از نظر حقوقی معتقدم تا تقلب اثبات نشه، باید حمل بر صحت کرد. اما از نظر قلبی عرض کردم! واقعیت اینه که بعضی نشانه هایی که آدم میبینه بدتر من رو مشکوک میکنه نسبت به اون سال! مثلا شما این همه ترسی که اصولگرایان از دخالت احمدی نژاد در انتخابات امسال داشتند رو ببینید... اگر اونها به این حرفشون یعنی "در جمهوری اسلامی، تقلب محال است" ایمان داشتند که همچین هراسی به دلشون راه نمیدادن!!!
من دو چیز رو در مورد حوادث اون سال قطعی میدونم:
اول؛ اینکه یک تسویه حساب کامل از سوی محافظه کاران با اصلاح طلبها انجام شد. یعنی فقط شما در نظر بگیرید اون دادگاه کاملا نمایشی که برگزار کردند رو. اینکه عکس سران اصلاحات رو با لباس زندان و قیافه های خسته روی صفحه روزنامه هاشون انداختن و اعترافاتشون رو پخش کردن، چیزی جز تسویه حساب میتونه باشه؟! اون هم در حالی که دادگاه کهریزک که باید خودی ها رو محاکمه میکردن، در شرایط غیرعلنی برگزار شد. و خیلی موارد دیگه از این دست...

پاسخ:
پاسخ:
سلام و وقت بخیر
خوشبختانه من و شما در این مورد تقریبا هم عقیده ایم؟!؟!
اصلا تصمیم نداشتم کامنت بگذارم برای این مطلب. حوادث 88 و بعد از آن اعصابم را بهم می ریزد. الان اخبار دیدم و شیر شدم بنویسم. متاسفانه همان اشتباهاتی که شما تذکر دادید هنوز ادامه دارد. رسانه ملی دارد باز هم در این زمینه بی درایتی می کند و دوباره همان تصاویر عاشورا که خوب عده اندکی بودند و مسلما 15 میلیونی که به موسوی رای دادند که بی دین نبودند و ایا آنها حادثه عاشورا را ایجاد کردند!؟ صددرصد نه.
متاسفانه یک طرفه بودن و جهت گیری های رسانه ملی و اخبار بسیار به کشور لطمه زد و عده ای از نمایندگان مجلس هم آتش بیار معرکه شدند.
حوادث 4 سال پیش، در بسیاری از موارد برای اولین بار رخ داد. بخش مهمی از این حوادث هم به خاطر ارتباطات نوین و رسانه های جدید بود. مردم ما روزبه روز از لحاظ شعور سیاسی آگاهتر می شوند. و متاسفانه مسوولان نتوانستند مردم را بشناسند و این موقعیت ناب و حساس را خوب و منطقی و دور از احساسات و تعصب مدیریت کنند. تقصیر همه بود. خواص و رسانه ها، مخصوصا بخش خبری و روزنامه کیهان، به مردم و جوانان ظلم کردند.
ایکاش میشد همه همدیگر را میبخشیدند و کینه ها و بغض ها را کنار می گذاشتند ...
البته چشمم آب نمیخورد ...

پاسخ:
پاسخ:
سلام خانوم مشایخ
درست فرمودید
ای کاش فهم و نگاه برخی از رجال از جریانات کشور تغییر می‌کرد
ای کاش اجازه داده می‌شد که منتقدان دلسوز حرف بزنند
یک طرفه گفتن هنر امروز نظام ما شده است و ...
سلام بر آقای جمهوری اسلامی

اعلام نظر رهبری مگر پس از انتخابات در خطبه نماز جمعه نبود؟؟

"من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف نظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه ى مسائل خارجى اختلاف نظر دارند، هم در زمینه ى نحوه ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است ۱۳۸۸/۰۳/۲۹"

پاسخ:
پاسخ:
سلام بر جناب رستگاری عزیز
بله! درست فرمودید!
اگر خطاب به ناشناس عزیز فرمودید من توجه به نکته شما نداشتم!
در مجموع حمایتهای بی دریغ رهبری از رییس جمهور احمدی نژاد موجب بسیاری از مشکلات شد.
بارها گفته ام که رابطه احمدی نژاد با رهبری چیزی فراتر از رابطه رهبری با یک رییس جمهور بود و ...
۰۷ دی ۹۲ ، ۰۹:۱۶ حیران به جمهوری اسلامی
سلام مجدد
اغتشاش راهپیمایی مردم ناشی از برخوردهای خشونت امیز بسیج و نیروی انتظامی با مردم بود. وگرنه چرا مردم روز دوشنبه بعد از انتخابات از انقلاب تا آزادی را راهپیمایی کردند و هیچ اتفاقی نیفتاد؟
این هم در قانون ذکر شده است که مسئول برقراری امنیت راهپیمایان نیروی انتظامی است. متاسفانه اما این نیرو رودرروی مردم قرار گرفت و بعد هم صداو سیما با تبلیغات بسیار معترضان را بی دین کرد و مردم دیگر را مقابل آنان قرار داد. فکر نمی کنید این سناریو تماما همانی بود که سران نظام می خواستند اجرا شود تا دیگر از اصلاح طلبان و معترضان در عرصه سیاسی خبری نباشد>؟
فکر نمی کنید که حکومت که باید قاضی اختلاف و شنونده حرف معترض باشد خود شد بازیگردان خشونت و سرکوب اعتراض؟
راه قانونی میر حسین چه بود؟ اینکه برود به آقای جنتی شکایت کند؟ کسی که بارها علنی و غیرعلنی حمایت خودش را از احمدی نژاد ابراز کرده است؟ یا آنکه به کسی که قبل از بررسی اعتراض حکم به صحت نتیجه انتخابات داد شکایتش را برساند؟

پاسخ:
پاسخ:
سلام حیران جان
مواردی که فرمودید درست است اما توجیه کننده بی قانونی موسوی نیست.
او به دلیل بی قانونی عده ای خود را محق در نقض قوانین دانست!
شما خودتان فرمودید که تقلب نشده و هر انسان عاقل و آگاهی می توانست تشخیص بدهد که تقلب محال است در شرایط موجود!
اما موسوی نخواست این را بپذیرد.
یعنی نتیجه انتخابات را قبول نکرد
او باید نتیجه را قبول می کرد و بعد حزب تشکیل می داد و مشکلات ساختاری مملکت را از مجاری قانونی دنبال می کرد با پشتوانه 14 میلیون رای.
اما او نتوانست تابع قانون و دموکراسی باشد.
جنتی هم جزو واقعیات این نظام است باید در پازل حرکتی اصلاح طلبان و منتقدان در نظر گرفته شود. مگر مشکل فقط جنتی است؟!
این تحلیل که روند را نظام برنامه ریزی کرد برای حذف اصلاح طلبان هم کمی دور از واقعیت است
بهتر است بگوییم از فرصت بدست آمده و اشتباهات حریف حداکثر سوء استفاده را کرد.
تبریک عرض می کنم جناب. خسته نباشید!گناهکار اصلی رو اعلام کردید و خلاص!
در هم نوا نگفتن فرایند قضاوت منصفانه چجوریه؟!!تقلب از اون موقعی شروع شد که رهبر با اعلام نظر علنی خودش و اعلام نزدیکی نظرش به احمدی نژاد بر رای میلیونها آدم تاثیر گذاشت.
عاقبة للمتقن

پاسخ:
پاسخ:
سلام ناشناس عزیز
ممنونم
بالاخره این هم نظری هست واسه خودش! (توجه کنید به کامنت آقای رستگاری عزیز که حواس بنده و شما را جمع نمودند!)
این مورد را که فرمودید کلا از مشکلات کلان نظام ما در تعریف جایگاه ولایت فقیه با سران سه قوه و مسئولان کلان کشور و اداره امور کشور است.
درباره تقلب در انتخابات قبلا در وبلاگ «در حیرت» درباره اش نوشته ایم. این هم لینکش:
darheirat.blogfa.com/post/155

پاسخ:
پاسخ:
...
آیا فراهم کردن بستری که جامعه به اختشاش کشیده شود و ارزشهای مردم مورد اهانت واقع شود هم جزو حقوق شهروندی است؟!
مردم حق داشتند بگویند رای من کو اما موسوی حق نداشت با این روش مملکت را به آشوب بکشد.
از نظر بنده اعتراضات مردمی توسط موسوی به اردوکشی خیابانی تبدیل شد.
اگر موسوی فرایند قانونی را طی می کرد و بعد اعلام می کرد که قانع نشده است با ذکر دلایلش و پس از آن مردم بدون تحریک موسوی و بدون بیانیه بیرون می آمدند آن وقت می شد به آن گفت تظاهرات مردمی و الا اسمش اردوکشی خیابانی است.
حرکت 9 دی نیز کاملا مردمی نبود!
هر چند اگر مردمی هم بدانیم باز هم تقابل مردم با مردم بود و این کار غلط است.
جالب این جاست که
حرکت 9 دی اعتراض به چی بود؟!
اگر اعتراض و جواب به اهانت عده ای به مقدسات بود که آنان که اهانت کرده بودند 1000 نفر هم نبودند! و موسوی هم هیچگاه تایید نکرد کارهای خلاف شرع و خلاف قانون را.
اما متاسفانه تحلیل برخی این است که حرکت خودجوش! 9 دی در مقابل سران فتنه و اعتراضات آنها و همراهان آنها بود!
آقای موسوی حق داشت به نتایج اعتراض داشته باشد
مردم هم حق داشتند اعتراض داشته باشند به نتایج انتخابات
اما از راهش نه با روشهای غیردموکراتیک و هرج و مرج طلبانه.
باید برای شناخت اشتباهات هر دو طرف نگاهی از بالا داشت به اتفاقات.
سلام
نمی دانم چرا در این نوشته هم به نعل زده اید و هم به تخته
راهپیمایی اعتراضی، که شما به تعبیر رهبری معظم آن را اردوکشی خیابانی خوانده اید، یکی از اصول قانون اساسی است و کسی حق ندارد با آن با باتوم و گاز اشک آور مواجه شود.
میرحسین موسوی تنها کاری که کرد ظرفیت نظام را در مواجه با اعتراض و نقد آشکار کرد. نظامی که در آن داور بی طرف نباشد و از معترض مطالبه دلیل برای ابطال انتخابات کند، نظامی بسیار نا کارآمد است.
فکر میکنید اگر برای حرف های میرحسین جوابی داشتند با باتوم و اسلحه با معترضان برخورد می کردن؟ حرف های ایشان درباره تخلفات قبل و بعد از انتخابات آنقدرها هم که شما گفته اید عاری از واقعیت و صحت نبود. اما کسی نبود یا نمی توانست با آن مدارک و دلائل برخورد قانونی کند. همانطور که الان قوه قضائیه با آن همه ادعا نمی تواند با مرتضوی برخورد قانونی کند.
9 دی هم به نظر من حق مردم حامی نظام بود تا موافقت خود را نشان دهند. اما به شرطی که همان حق را هم برای معترضان قائل باشیم.

پاسخ:
پاسخ:
سلام دوست عزیزم
نمی دانم چرا باید فقط به نعل می زدم یا فقط به تخته؟!
عملکرد هر دو جای نقد دارد از نظر بنده.
تظاهرات و اعتراض از حقوق شهروندی مردم است اما نه به جهت تقابل با مردم!
آیا تقابل مردم با مردم هم جزو حقوق شهروندی مردم است؟!
...
ادامه دارد
...
۰۶ دی ۹۲ ، ۱۰:۴۲ کهنه سرباز عحول
در فضای غبارآلود به تعبیر امام علی علیه السلام باید به قرآن و اهل بیت پناه برد.عاقبت بخیری بسیار مهم است...

پاسخ:
پاسخ:
امان از جاهلان متنسک و عالمان متهتک!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی